فراخوانی ...

انجمن ایرانی تاریخ
امروز در تاریخ پنجشنبه 11 آبان 1396 هجری شمسی؛ 13 صفر 1439 هجری قمری؛ 2 نوامبر 2017 میلادی نسخه چاپی RSS
  • امروز در تاریخ
    پنجشنبه 11 آبان 1396 هجری شمسی؛ 13 صفر 1439 هجری قمری؛
    2 نوامبر 2017 میلادی

    پنج‌شنبه 11 آبان 1396 ساعت 21:04

    سالروز قتل خواجه نظام الملک و اشاره ای به فرضیه های آنارکیسم و ریشه واژه assassin

    ترور خواجه نظام الملک (ابو علی حسن توسی) دولتمرد مشهور ایرانی، بزرگ وزیر سلجوقیان به مدت تقریبا 20 سال، مؤلف کتاب سیاست نامه (در علم حکومت کردن)، و مؤسس دانشکده های موسوم به نظامیه در شهرهای اصفهان، هرات، نیشابور، بغداد و ... که الگوی دانشگاههای اروپا در قرن های بعد شده اند دوم نوامبر سال 1092 میلادی طبق تقویم گریگوری (ماه اکتبر در تقویم ژولیان ـ تقویم قدیم) در نزدیکی نهاوند و در مسیر کرمانشاه و از آنجا به بغداد به دست عوامل حسن صبّاح (فدائیان) کشته شد. «ابوطاهر اَرانی» قاتل خواجه نظام الملک، جوانی دیلمی بود که در اَلَموت (منطقه کوهستانی در شمال غربی قزوین) به صف هواداران حسن صبّاح پیوسته بود و در آنجا مامور قتل خواجه شده بود.

         به نوشته پاره ای از مورّخان، دشمنی حسن صباح (1050 – 1124) با خواجه نظام الملک (که در جوانی دوست و معاشر بودند و هر دو با عُمر خیّام) تنها به خاطر مخالفت خواجه با اسماعیلیه نبود؛ حسن از بسیاری از کارهای دیگر خواجه از جمله همکاری او با سلجوقیان و تقویت سلطه این سلاطین ـ الپ ارسلان و ملکشاه راضی نبود. خواجه بمانند پدرش در جوانی با غزنویان همکاری داشت که با سلجوقیان در جنگ و جدال بودند. از نظر حسن صباح، سلجوقیان ـ اشغالگر و خارجی شمرده می شدند و برای تداوم سلطه خود، میان ایرانیان و اقوام مجاور تفرقه افکنی می کردند. مارکو پولوِ ونیزی که از ایران دیدار کرده بود در سفرنامه اش که انتشار آن اروپا را متحوّل ساخت، پیروان حسن صباح را که پیش از اعزام به مأموریت ترور، حشیش مصرف می کردند «حَشّاشین» نوشته که این واژه به صورت «اَسَسین Assassin» وارد لغت نامه ها و جهانی شده است. حسن صبّاح که یک مبارز و خواهان رعایت کامل قوانین و دستورهای اسلام بود چون توان جنگ متعارف با ارتش سلجوقیانِ تُرک را نداشت که ایران و چند منطقه دیگر در خاورمیانه را تصرف کرده و در دست داشتند، متوسل به قتل مقامات این دولت شد تا تضعیف گردد و ازمیان برداشته شود.

        «ماکس ستیرنر» فیلسوف آلمانی این نوع عملیات را هم «آنارکیسم» خوانده است. فلسفه آنارکیسم عمومی (برقرار کردن حکومت شورایی، کاهش اختیارات دولت و نفوذ توانگران در تصمیگیری های دولتی) از «نتلائو» آلمانی و «کروپوتکین» روس است که ترور مخالفان سیاسی حکومت شورایی و تأمین عدالت در جوامع بشری ـ از آن دیدگاه را رد نمی کند. امروزه این نوع عملیات را «تروریستی» می خوانند. از آغاز قرن 21 عملیات تروریستی ازجمله ترورهای انتحاری (روشی تازه) رو به افزایش است. آنارکیست ها در دهه آخر قرن نوزدهم و دهه یکم قرن بیستم شماری از سران کشورها و دولت ها ازجمله مکینلی رئیس جمهوری آمریکا، پادشاه ایتالیا و نخست وزیر فرانسه را ترور کردند. اندیشمندان پیش بینی کرده اند که اگر روند کنترل دولت ها به دست شماری معدود و مشخّص و اصحاب منافع که انحراف از دمکراسی اصیل است ادامه یابد توجه به آنارکیسم ازسر گرفته شود و ....

       

    محاکمه پدران جنبش کمونیستی ایران

    تقی ارانی

    محاکمه 53 تن اعضای موسس حزب کمونیست توده از 11 آبان سال 1317 (دوم نوامبرسال 1938 میلادی) در تهران آغاز شد. اتهام عمده آنان تلاش برای براندازی سلطنت و ملی کردن منابع تولید ایران اعلام شده بود.. در پایان این محاکمه، دستگیرشدگان به مجازات زندان محکوم شدند.

        دکتر تقی ارانی فیزیکدان ایرانی تحصیلکرده آلمان که از او به عنوان پدر احزاب کمونیستی در ایران نام می برند یکی از این متهمان بود. وی به جرم ترویج مرام اشتراکی (مزدکیسم ـ مارکسیسم) و تبلیغ براندازی سلطنت به ده سال زندان محکوم شده بود. ارانی دهم بهمن 1318 هجری خورشیدی (30 ژانویه 1940) در 36 سالگی در زندان تهران درگذشت و اعلام شد که مرگ او از بیماری تیفوس بوده است. پس از اشغال نظامی ایران و ازمیان رفتن ترس مطبوعات از نوشتن هرگونه مطلب، برخی از روزنامه های تهران نوشتند که دکتر ارانی را در زندان کشته بودند.

         محکومیت پدران جنبش کمونیستی ایران نتوانست به فعالیت آنان پایان دهد و حزب توده سه سال بعد اعلام موجودیت کرد که فعالیت علنی آن با تیراندازی به سوی شاه در دانشگاه تهران در 15 بهمن 1327 ممنوع شد و ....

     

    ملّی شدن اراضی اطراف پارک وی شهر تهران (بزرگراه چمران) در سال 1348

    وزارت منابع طبیعی ایران دهم آبان 1348 اراضی اطراف پارک وی (بزرگراه چمران) واقع در نیمه غربی تهران را ملّی اعلام کرد و روزنامه ها خبر این اقدام را روز بعد (11 آبان) در صفحات اول خود منتشر کردند.

         برخی از روزنامه های صبح تهران نوشته بودند که مشخص کردن اراضی ملّی مجاور و داخل شهرها و روستاهای بزرگتر ادامه خواهد داشت تا تجاوزی به اموال عمومی (متعلق به ملت و در مالکیّت دولت که نماینده ملت است) صورت نگیرد که رسیدگی قضایی و احقاق حق معمولا فوری نیست.

     

    چرا کیسینجر بازهم به تهران آمد؟!، این بار به خاطر بهای نفت - زد و خوردهای کردهای عراقی با دولت حزب بعث و نقش شاه

    هنری کیسینجر وزیر امور خارجه وقت آمریکا که در رابطه با مسئله کردهای عراقی و مسائل دیگر پی در پی از تهران دیدن می کرد دوم نوامبر سال 1974 (11 آبان 1353 ) بازهم وارد تهران شد. این بار به خاطر نفت و بازهم مسئله عراق.

        شاه یک روز پس از ورود کیسینجر به تهران و نخستین دور مذاکرات با او اعلام داشت که بهای نفت نباید تا آن حد بالا رود که برای مصرف کننده قابل تحمل نباشد!. این اظهار شاه نشان داد که کیسینجر موفق شده بود اورا در پایین نگهداشتن بهای نفت خام با غرب همنظر سازد. دور بعدی مذاکرات درباره مسئله عراق و خطر ادامه نزدیکی آن به روسها بود که معمولا درباره اش اعلامیه منتشر نمی شد و تنها تحولات بعدی نشان می داد که نتایج تماس ازچه قرار بوده است.

        «کریستوفر هیچنز» در تالیف خود ــ محاکمه هنری کیسینجر، نشر ورسو ، لندن ،سال 2001 ، صفحات 576 تا 599 ــ شرح دیدارهای پی در پی کیسینجر ازتهران را آورده است که از محتوای این نوشته چنین بر می آید:

        حزب بعث عراق در سال 1968 با شعارهای تند ضد غرب و برقراری سوسیالیسم عربی حکومت عراق را به دست می گیرد و به شوروی نزدیک می شود و با کردهای ان کشور هم کنار می آید، به گونه ای که قرار می شود معاون رئیس جمهوری عراق یک کرد باشد. کیسینجر احساس خطر می کند و در صدد برهم زدن سازش بغداد با کردها بر می آید.

         سپس وقایعی! روی می دهد که بغداد مصطفی بارزانی را متهم به طرح نقشه ترور رئیس جمهوری عراق می کند. و میانه طرفین به هم می خورد؛ یعنی همان نتیجه ای که کیسینجر انتظارش را داشت حاصل می شود.

        کیسینجر سپس نقشه یک جنگ گریلایی (چریکی) کردها بادولت عراق را می کشد تا دولت بغداد مدتها گرفتار آن باشد و منافع امریکا در منطقه محفوظ بماند. وی به گوشزد «جوزف فارلند» سفیر وقت آمریکا در تهران هم اعتنا نمی کند که به او نوشته بود: وقتی که جنگ چریکی شروع شود؛ کنترل از دست می رود و رشته ای است که سر دراز خواهد داشت.

        امضای پیمان دوستی شوروی و عراق در اوایل سال 1972 و دیدار کاسیگین نخست وزیر شوروی از بغداد به کیسینجر وسیله داد تا مسئله را آنچنان بزرگ جلوه دهد که کنگره آمریکا نتواند بر مخالفت خود با کمک امریکا به جنگ منطقه ای دیگری پافشاری کند.

        تا این زمان کمک به کردهای عراق، تحریک آنان بر ضد دولت بغداد و دلگرم کردن ایشان به تضمین حمایت آمریکا؛ از طریق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) صورت می گرفت که عملیاتی محرمانه بود و ریچارد هلمز مدیر کل وقت آن به حرف شنوی از کیسینجر شهرت داشت.

        اندکی بعد کیسینجر با نیکسون به مسکو رفت. درآنجا درباره تشنج زدایی مذاکره می شود و در پایان مذاکرات هم اعلامیه ای بلند بالا از سوی سران دوکشور صادر می گردد.

        نیکسون و کیسینجر سپس با این هدف که شاه را وادار به کمک رسانی به کردهای عراقی در جنگ جاریشان با دولت بغداد کنند به تهران می آیند و نیکسون در نطق رسمی خود شاه را «شاه شاهان» می خواند و ... .

        شاه نگران وضع خود در پی تحقق تشنج زدایی میان امریکا و شوروی می شود و نیکسون با صلاحدید کیسینجر به شاه اطمینان می دهد که امریکا دوستان خود را تنها رها نخواهد کرد! و بطور ضمنی به شاه می فهماند که موضوع تشنج زدایی فعلا در حد صحبت (حرف) است و نگران آن نباشد.

         کیسینجر در کتاب 1151 صفحه ای خاطرات خود در باره این مذاکرات باشاه نوشته است: شاه که هیچوقت با خواستهای آمریکا مخالفت نمی کرد این بار هم خواست ما را که کمک او به کردهای عراق در جنگ با دولت بغداد بود پذیرفت و چون شاه نظر مارا پذیرفت و با دادن هرگونه کمک نظامی و تدارکاتی به کردهای عراق موافقت کرد ما هم دشواری هایی را که برسر تحویل جت « اف ــ 14» به او بود بر طرف ساختیم. ضمنا به شاه گفته شد که در رساندن کمک به کردهای عراقی؛ انگلستان، اسراییل و اردن هم در کنار او هستند و پادشاه اردن رابط میان آنهاخواهد. به همین منظور شاه اردن درتابستان 1972 دو بار به ایران آمد و با شاه در نوشهر ملاقات کرد.

        جنگ کردهای عراقی برای ایران بیش از سیصد میلیون دلار هزینه داشت. شاه حتی برای بکار انداختن توپهایی که به کردهای عراقی داده بود سرباز ایرانی بالباس کردی به عراق فرستاده بود.

        دولت آمریکا سلاحهای روسی را که اسرائیل طی جنگ با کشورهای عربی از آنها به غنیمت گرفته بود به 28 میلیون دلار خریداری و از طریق ایران برای کردهای عراقی فرستاد.

         به تدریج شاه رابط میان ملامصطفی بارزانی و دولت آمریکا شده بود و وی نیازمندی های خود را از طریق شاه به کیسینجر اطلاع می داد.

        در سال 1974 دو عامل تازه در جریان جنگ کردهای عراقی با دولت بغداد مشاهده شد. یکی برتری یافتن نیروهای عراقی که سلاحهای بهتری از شوروی گرفته و از تعقیب کردها تا داخل خاک ایران و برخورد بانیروهای ایران ابا نداشتند و دیگری ضعیفتر بودن جرالد فورد نسبت به نیکسون به گونه ای که کنگره با دادن کمکهای وسیع دولت امریکا به کردها مخالفت کرد و ریچارد هلمز هم ازمدیر کلی «سیا» کنار رفته بود و سفیر امریکا درتهران شده بود و مدیرکل تازه «سیا» مانند او حاضر نبود از بودجه «سیا» به کردها ی عراقی کمک شود. این وضعیت سبب شد که شاه در ملاقات 18 فوریه 1975 خود در زوریخ به کیسینجر اطلاع داد که قصد سازش با عراق را دارد و کیسینجر موضوع را به اطلاع فورد رسانید. در پی سازش ایران و عراق و حل مسئله شط العرب، دیدارهای کیسینجر از ایران قطع، کردهای عراق هم به امان خدا رهاشدند، کدورت کاخ سفید واشنگتن از شاه آغاز شد و ....

        طبق حرفهایی که در تهران و در طول رفت و آمدهای مکرر کیسینجر به گوش می خورد یکی هم این بود که وسایل خوشگذرانی کیسینجر در تهران رو به راه بود!.

        کیسینجر که متولد 27 ماه می 1923 در باواریای آلمان است از سال 1969 تا سال 1977 مشاور ویژه کاخ سفید واشنگتن درامور امنیت ملی و یا وزیر امورخارجه بود. وی نخستین یهودی است که وزیر امورخارجه آمریکا شده است.

        نام کیسینجر تا آمدن به آمریکا «هاینتس آلفرد» بود که به «هنری» تبدیل شد. خانواده کیسینجر در سال 1938 و هنگامی که وی 15 ساله بود از بیم هیتلر، نخست به انگلستان و سپس به آمریکا مهاجرت کردند.

        کیسینجر که در سال 1943 (زمان جنگ جهانی دوم) به خدمت در ارتش آمریکا احضار شده بود درهمین سال و همین جا به تابعیت نچرالایزد این کشور درآمد. وی و عمدتا به دلیل تسلط بر زبان آلمانی در طول خدمت در ارتش آمریکا که حدود 5 سال طول کشید در قسمت های اطلاعاتی و امنیتی فعالیت داشت و عمدتا در جبهه آلمان و پس از شکست آلمان در قسمت اداره مناطق تحت اشغال نظامی آمریکا و تجدید سازمان این مناطق.

        وی پس از بازگشت به آمریکا به تحصیل در دانشگاه پرداخت و وارد کارسیاست شد و .... کیسینجر بر خلاف بیشتر یهودیان آمریکایی، از اعضای حزب جمهوریخواه آمریکاست.

     

    در این روز، دو فیلسوف به دنیا آمدند و یک اندیشمند بزرگ از دنیا رفت ـ فرضیه های سندیکالیسم و عمل

    دوم نوامبر زادروز دو فیلسوف فرانسوی «ژرژ سورل Georges Sorel» و «موریس بلوندل Maurice Blondel» و سالروز درگذشت نویسنده هوادار سوسیالیسم و اندیشمند نامدار ـ جورج برنارد شاو George Bernard Shaw (متولد ایرلند) است که در 94 سالگی در 1946 فوت شد.

        سورل که در 1847 به دنیا آمده بود و 75 سال عمر کرد فرضیه سندیکالیسم را نوشت و از انقلاب، عصیان و نافرمانی در جایی که وسیله دیگری برای احقاق حق نباشد دفاع کرد. از دیدگاه سورل، سندیکالیسم و وجود اتحادیه های کارکنان عنصری در برابر کاپیتالیسم است و مانع رشد این سیستم و استثمار انسان می شود.

         Sorel که 29 آگوست 1922 درگذشت از انقلاب بلشویکی روسیه دفاع کرد و نوشت که برای روس ها جهت نجات خود از فئودالیسم و ظلم راهی جز انقلاب باقی نمانده بود ولی اگر این انقلاب باعث روی کارآمدن فرصت طلبان و ناشایستگان شود زیانش بیشتر از وضعیت گذشته (فئودالیسم و کاپیتالیسم) برای آنان خواهد بود. به نظر سورل، انقلاب در زمان و مکان درست باید صورت گیرد تا جنگ داخلی که مخرّب جامعه است حاصل نشود. وی تاکید دارد که ایجاد سندیکا و اتحادیه های حرفه ای باید به طریقه دمکراتیک و بدون کوچکترین مداخله دولت باشد.

        موریس بلوندل بسال 1861 به دنیا آمد و 88 سال عمر کرد. وی با تفسیر این نظر افلاتون که مدیر جامعه باید اهل علم و اهل عمل ـ هردو ـ باشد فرضیه عمل = Action را نوشته است که بر این اساس فرضیه پرگماتیسم به وجود آمده است. بلوندل چهارم ژوئن 1949 درگذشت. تالیفات متعدد از او باقی مانده است.

     

    روشنگر مردم در انتخاب «رئیس جمهوری» - رای یک فرد، ارزش فراوان دارد

    پروفسور «ریچارد نوستات» که کوشید با انتشار کتاب و ایراد سخنرانی، به مردم اهمیت یک رئیس کشور برای جامعه را بیاموزد و حصوصیات یک رئیس جمهوری خوب را تشریح کند و به رای دهندگان گوشزد سازد که مهمترین خدمت آنان به خودشان و جامعه، همانا انتخاب یک رئیس جمهوری شایسته است دوم نوامبر 2003 در 84 سالگی درگذشت.

        وی که یک استاد «تاریخ» بود و مدرسه آموزش علم حکومت را در هاروارد تاسیس و مدیریت کرده بود تاکید بر آن داشت که مردم باید چشم و گوش خود را باز کنند و با حواس جمع و مطالعه کامل رای پر بهای شان را برای انتخاب یک رئیس جمهوری و مدیر دولت به صندوق اخذ آراء بدهند و احساس کنند که کوتاهی در این زمینه آسیب رسانی به همه جامعه است و متوجه مسئولیت خود باشند. شورا ها و مجالس گروه هستند، ولی رئیس جمهوری یک فرد است که هنگام انتخاب او باید به نقش نابغه و فرد در پیشبرد جامعه توجه کرد، لذا باید «تاریخ عمومی» را به یاد داشت.

        در میان تالیفات این استاد کتاب «سیاست ها و رهبری» در زمینه خصوصیات یک رئیس جمهوری و هنر حکومت کردن و روش درست رای دادن جامع تر از سایر آثار اوست. روسای جمهوری آمریکا از حزب دمکرات ـ از ترومن و کندی تا کلینتون ـ از مشورت و اندرزهای دکتر نوستات برخوردار شده بودند.

     

    دوم نوامبر 2004 که روز انتخابات عمومی آمریکا بود این مطالب در رسانه های وقت مشاهده شد:

         ــ جورج بوش در آخرین پیام انتخاباتی آن سال خطاب به رای دهندگان آمریکایی گفته بود که امنیت کشور، اقتدار و سربلندی آن را از یاد نبرند. رای اکثریت از آنِ فردی است که مردم به او اعتماد کنند. متوجه باشید که در عصر تروریسم و پیدایش رقیبان تازه [طلوع قدرت های دیگر] زندگی می کنید.

        ــ رقیب او «جان کری» در آخرین پیام چنین گفته بود: دوم نوامبر روز تصمیم گیری شما مردم است. شما هستید که قدرت دارید و این قدرت و اختیار را به فردی که او را «بهتر» می پندارید تفویض می کنید. به کسی رای بدهید که بعدا از عمل خود پشیمان نشوید و اعتماد و امیدرا از دست ندهید. جهان دارد ما را می پاید. زیر ذره بین جهانیان هستیم. می خواهند ببینند که ما چکونه دمکراسی را تمرین می کنیم. می خواهند اسلوب و روش و علاقه مندی ما را به دمکراسی ببینند. آمریکا باید به مسیر درست بازگردانده شود و در چنین مسیری هدایت گردد. باید جهان را بار دیگر به کنار آمریکا آورد و احترام جهانیان را به آن باز گردانید. بار دیگر می گویم: روز انتخابات روز اِعمال اراده رای دهندگان یعنی ملت است و روز تفویض قدرت و روزی بسیار مهم در تاریخ یک ملت است. رای خود را هدر ندهید.

         ــ در روز انتخابات که تبلیغات انتخاباتی مستقیم ممنوع بود هواداران هر حزب برای جلب مردم به اقداماتی از رساندن رای دهندگان با اتومبیل خود به حوزه ها تا دادن پیراهن با تصویر نامزد مربوط و شیرینی و چرب زبانی دست زده بودند.

        ــ در این روز هم مراجعه به منازل و تلفن به رای دهندگان و تشویق آنان به رای دادن ادامه داشت. برآورد شده بود که برای این منظور هشت میلیون مراجعه حضوری به منازل و 23 میلیون تماس تلفنی صورت گرفته بود.

        ــ دوم نوامبر 2004 شبکه های تلویزیونی آمریکا ضمن تشویق مردم به رای دادن خطاب به آنان می گفتند: یک رای هم موثر است. رای شما صدای شماست که شنیده خواهد شد.

        ــ بسیاری از رای دهندگان 32 ایالت که حق دادن رای «پیش افتاده» داشتند آراء خودرا در روزهای قبل داده بودند ولی شمارش آنها تا دوم نوامبر (روز انتخابات آن دوره) ممنوع بود. برای مثال: تا روز پیش از رای گیری در ایالت فلوریدا که خاطره بدی از انتخابات سال 2000 داشت نزدیک به دو میلیون تن آراء خود را داده بودند.

         ــ حزب دمکرات برای دوباره شماری احتمالی آراء، 23 میلیون دلار بودجه آماده کرده بود. یک حزب در صورت اصرار به دوباره شماری آراء، باید هزینه این کار را از جیب خود بپردازد.

     

    انتخابات نوامبر 2008: اعتراض هواداران جمهوریخواهان آمریکا به خروج رسانه های تصویری (شبکه های تلویزیونی) این کشور از جاده بی طرفی

    یکم نوامبر 2008 و سه روز پیش از انجام انتخابات عمومی آمریکا (انتخابات ریاست جمهوری، اعضای مجلس نمایندگان و یک سوم سناتورها)، هواداران حزب جمهوریخواه آمریکا صدای اعتراض خودرا نسبت به روش کار رسانه های صوت و تصویری این کشور بلند کردند که چرا در پخش اخبار و اظهار نظرها، رعایت بی طرفی را که خصلت و تکلیف رسانه های عمومی باید باشد از دست داده و جانب یک نامزد (اوباما) را گرفته بودند و با این طرز عمل، این شبکه های تلویزیونی هستند که رئیس جمهور انتخاب می کنند نه مردم (میدیاکراسی).

         اعتراض کنندگان به طرز عمل شبکه های تلویزیونی گفته بودند که طبق آماری که گرفته اند؛ شبکه «سی بی اس» 73 درصد، شبکه «ان بی سی» 56 درصد و شبکه «ای بی سی» 57 درصد جانب نامزد حزب دمکرات (باراک اوباما) را گرفته بودند. این اعتراض کنندگان شاهد آورده بودند که علاوه بر تبلیغ و مطرح ساختن نامزد حزب دمکرات، شبکه ها جانبداری غیر مستقیم هم از او کرده بودند.

        به اظهار اصحاب نظر، تاثیر تلویزیون در اذهان آمریکاییان زیاد بوده و مقایسه نتایج نظرسنجی ها در طول مسابقه های انتخاباتی باهم، نفوذ تلویزیونها را ثابت کرده است. نظرسنجی ها نشان می داد بسیاری از آنان که یک هفته خواهان یک نامزد بودند هفته بعد تغییر نظر داده بودند حال آنکه فاعدتا نباید چنین باشد زیرا که شخصیت و خصوصیات یک نامزد و هر انسان که ظرف یک هفته تغییر نمی کند؛ بنابراین این نفوذ خبری تلویزیونها بود. «اعلان» جای خود دارد ولی خبر و نظر باید بی طرفانه، منصفانه و متعادل باشد.

        طبق قانون، انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سه شنبه پس از نخستین دوشنبه ماه نوامبر هر چهار سال یک بار انجام می شود. بنابراین، انجام آن در هر دوره یک تا چند روز با دوره های قبلی و بعدی تفاوت خواهد داشت.

     

    نرم افزار «سپای وِر»

    یکم نوامبر 2004 اعلام شد که ارسال نرم افزار «سپای ور» به داخل رایانه هایی که در اینترنت به جستجوی خبر و اطلاعات می پردارند رو به افزایش است. این «سافت ور» بدون خواست صاحب رایانه وارد آن می شود و رایانه را به تدریج تا سطح سکون «کُند و آهسته» می کند. با پیدایش یک ویندو (دریچه) مبهم روی مطالب منعکس در مانیتور کامپیوتر هنگام جستجو در اینترنت، «سپای ور» ورود خودرا به رایانه اعلام می دارد. بنابراین رایانه هایی که از آنها صرفا برای تایپ و ارسال ای میل و یا قراردادن مطالب سایت اختصاصی استفاده می شود کمتر قربانی «سپای ور» می شوند.

        قبلا گفته شده بود که «اِرت لینک» می تواند مسئله را حل کند ولی از آنجا که «سپای ور» ها متعدد هستند از این سیستم هم کار چندانی ساخته نبوده است.

     

    سالروز تاسیس نخستین ایستگاه رادیویی و پخش خبر انتخابات دوم نوامبر 1920 آمریکا از آن

    نخستین ایستگاه رادیویی جهان به مفهوم امروز دوم نوامبر 1920 در شهر پیتسبورگ ایالت پنسیلوانیای آمریکا آغاز بکار کرد. صدای این ایستگاه که هنوز سرگرم کار است در همان نخستین روز در کانادا هم شنیده شد. این ایستگاه از همان نخستین روز برنامه منظم پخش اخبار، موزیک و گفتار داشت و هر 15 دقیقه یک بار ساعت دقیق را اعلام می کرد. این ایستگاه که «ک. دی. ک. ا» نام دارد توسط کمپانی صنایع الکتریک وستینگهاوس از دکتر فرانک کنرادFrank conrad سازنده آن (که یک مهندس برق بود) خریداری و در پشت بام ساختمان شرکت بکار انداخته شده بود. دکتر کنراد قبلا این ایستگاه را در گاراژ خانه اش برقرار کرده و فقط ساعت دقیق را اعلام می داشت. نخستین خبری که از رادیو تازه اعلام شد وضعیت رای گیری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بود که همان روز (دوم نوامبر 1920) برگزار شده بود. اولین آگهی که از این ایستگاه پخش شد مربوط به فروش اسباب بازی بود. این رادیو که با موج متوسط شروع کرده بود بعدا موج کوتاه را هم اضافه کرد. کمپانی وستینگهاوس دو دهه پیش شبکه تلویزیونی سی بی اس را خریداری کرده و قدیمی ترین رادیو دنیا نیز وابسته به این شبکه شده است.

         قبل از رادیو «ک. دی. ک. ا» هم فرستنده رادیویی ساخته شده بود ولی جنبه آزمایشی، موقت و نمایشی داشتند. برای مثال: یکم آگوست 1920 رادیو "دبلیو. دبلیو. وی" در شهر دیترویت آغاز بکار کرده بود ولی منحصرا خبر پخش می کرد و اختصاصی بود (اختصاص به پخش خبر داشت، نه برنامه دیگر از جمله اعلان). در همان سال رادیو مونترال کانادا نیز آغاز بکار کرده بود. در برخی از کتب تاریخ صنعت و تکنو لوزی از رادیو مونترآل به عنوان نخستین رادیو قاره آمریکا نام برده شده است.

     

    کودتای خانوادگی در کشور سعودی و برکنارکردن ملک سعود

    دوم نوامبر سال 1964 ملک سعود (سعود ابن عبدالعزیز) دومین پادشاه کشور سعودی در یک کودتای خانوادگی از مقام خود برکنار و به خارج تبعید شد. وی پس از پدرش که موسس کشوری سعودی بود یازده سال بر این کشور پادشاهی کرده بود. قرار بود که پس از او برادرانش به ترتیب به پادشاهی برسند ولی شنیده شده بود که ملک سعود می خواهد یکی از پسران 30 گانه خود را ولیعهد کند. خاندان سعودی پسران او را جوان و بدون تجربه می دانستند و با این اقدام پادشاه (برادر بزرگتر) موافقت نداشتند. هنگامی که ملک سعود شروع به توزیع مقامات دولتی میان پسران خود کرد، خاندان سعودی سه اتهام داخلی، مذهبی و بین العربی به او وارد ساختند و برکنارش ساختند. این سه اتهام عبارت بود از: اسراف بیت المال، شرب خمر و مشارکت در توطئه مقدماتی ترور جمال عبدالناصر که در جهان عرب محبوبیتی ویژه داشت. با این اتهامات، برکناری او مورد حمایت اتباع سعودی، روحانیون و جهان عرب قرار گرفت. پس از او، فیصل (فیصل ابن عبدالعزیز) برادر ناتنی اش پادشاه سعودی شد که بعدا او نیز به دست برادرزاده اش کشته شد.

        ملک سعود پنج سال پس از برکناری و تبعید درگذشت. پس از برکنار شدن، عبدالناصر از وی دعوت کرده بود که در قاهره اقامت کند. با برکناری ملک سعود، دیگر هیچیک از پادشاهان بعدی سعودی درصدد ولیعهد کردن فرزند خود بر نیامد و برادران، یکی پس از دیگری پادشاه شدند و ....

     

    آغاز نخستین جنگ تریاک - انگلیسی ها با صدور تریاک محصول هند کوشش داشتند چینیان را معتاد کنند

    در این روز در سال 1839 میان انگلستان و چین جنگ آغاز شد که به جنگ اول تریاک معروف شده است.

         انگلیسی ها مدتها بود که تریاک محصول هند را که زیر نظر خودشان تولید می شد به چین صادر می کردند و چینیان با مصرف این تریاک معتاد می شدند. چینیان ساکن بنادر محل تخلیه کشتی های انگلیسی که متوجه خطر خانمان برانداز اعتیاد به تریاک و توطئه انگلیسی ها شده بودند بپاخاستند و صندوقهای تریاک را به دریا ریختند که بهانه جنگ قرار گرفت.

        این جنگ که دو سال طول کشید به پیروزی انگلیسی ها به دلیل داشتن اسلحه برتر انجامید.

         جنگ با حمله دو «فری گیت» انگلیسی به کشتی های چینی و غرق کردن بسیاری از آنها آغاز شد. شکست چین در این جنگ سبب شد که انگلیسی ها امتیازات ارضی و نفوذی متعدد در چین به دست آورند.

     

    قتل عام انگلیسیها در افغانستان و آغاز دور اول جنگهای لندن با افغانها

    شجاع الملک امیر دست نشانده انگلستان در کابل دوم نوامبر سال 1841 میلادی به دست اکبرخان از مخالفان سلطه انگلیسی ها کشته شد و افغانها که برضد نیروهای اشغالگر انگلیسی بپاخاسته بودند «الکساندر برنز» نماینده تام الاختیار انگلستان در کابل و 16 انگلیسی دیگر (طبق برخی نوشته ها 23 انگلیسی) را هم کشتند و هزار و پانصد نظامی انگلیسی را مجبور به عقب نشینی به سوی هند (از طریق گذرگاه خیبر) کردند و سپس هنگام عقب نشینی به آنان شبیخون زدند و قتل عام کردند و باردیگر دوست محمد خان را برکرسی امیری کابل نشانیدند.

    امیر کابل در آن زمان بر شرق و جنوب شرقی افغانستان (عمدتا پشتون نشین) حکومت داشت. با این رویداد، دور اول جنگ های انگلستان با افغانها آغاز شد.

    رویداد نوامبر 1841 سه دهه بعد تکرار شد و این قصه هنوز پایان نیافته و هربار به شکلی دیگر و به نوشته برخی از مفسران، تا مداخله از خارج از منطقه و کشورهایی با فرهنگ و منش دیگر باشد، ادامه خواهد یافت؛ نمونه اش انفجار انتحاری سی ام اکتبر 2008 وزارت فرهنگ و اطلاعات (خبررسانی) دولت افغانستان در قلب کابل با تلفات و ویرانی سنگین، انفجارها و حملات مسلحانه دیگر و ....

     

    اعلامیه بالفور در حمایت از ایجاد میهنی برای یهودیان در فلسطین

    «آرتر بالفور» وزیر امور خارجه وقت انگلستان دوم نوامبر 1917ضمن صدور اعلامیه ای که در تاریخ به «اعلامیه بالفور» شهرت یافته از ایجاد یک کشور برای یهودیان در فلسطین حمایت کرد و به این ترتیب راه برای مهاجرت یهودیان و ایجاد اسرائیل بازشد. فلسطین قرنها از مستملکات امپراتوری عثمانی بود که در جریان جنگ جهانی اول (1914 ـ 1918) به دست انگلیسی افتاده بود.

         بالفور که بسال 1848 در اسکاتلند به دنیا آمده بود یک سیاستمدار محافظه کار بود. وی که قبلا نماینده مجلس انگلستان بود در زمان نخست وزیری «لوید جورج» وزیر امورخارجه شده بود. بالفور تا پایان عمر (1930) به فعالیت سیاسی ادامه داد.

     

    عشق به میهن

    فرانتس پاپن آلمانی بلند آوازه (متولدسال 1879 و متوفا در سال 1969) دوم نوامبر سال 1937 در نطقی مطلبی را بیان کرد که به صورت یک اصل در آمده و به نام او باقی مانده است و آن از این قرار است:

         هر لذت، غرور و سرفرازی موقتی است، جز عشق به میهن و خدمت به آن. وطندوستی خصلت مشترک همه انسانها است و من نشنیده ام که فردی را صرفا به خاطر میهندوستی سرزنش کرده باشند.

        پاپن مدتی صدر اعظم آلمان بود و کمک کرد که حزب ناسیونال سوسیالیست (نازی) به قدرت برسد و هیتلر زمام امور آلمان را به دست گیرد. وی بعدا هم با هیتلر در زمینه تبادل نظر و پرسش و پاسخ همکاری کرد، اما در دادگاه فاتحان جنگ جهانی دوم محکوم نشد.

     

    خودسوزی آمریکاییان مخالف جنگ ویتنام. اقدامی که سابقه نداشت

    دوم نوامبر 1965 میلادی یک آمریکایی 32 ساله به نام «نورمن موریسونNorman Morrison» که مخالف جنگ ویتنام بود و صدای اعتراضش موثر نمی افتاد در کنار ساختمان وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون - در حاشیه جنوبی شهر واشنگتن) و زیر ساختمان دفتر مکنامارا وزیر دفاع وقت آمریکا خودرا آتش زد و در میان شعله ها جان سپرد.

        نورمن پدر سه کودک بود که هنگام آتش زدن خود دختر یک ساله اش را در بغل داشت که پس از کشیدن کبریت اورا پایین گذارد. دو روز بود که در این محل تظاهرات ضد جنگ برگزار می شد و آمریکاییان به بیهودگی جنگ ویتنام و بکار بردن بمب ناپالم (اآتشزا) در آن اعتراض می کردند.

         موریسون یک کویکرمذهب (فرقه مسیحی معتقد به خلوص دین) متولد پنسیلوانیا و ساکن شهر بالتیمور ایالت مریلند بود. گفته شده است که موریسون دختر یک ساله اش «امیلی» را همراه برده بود تا به وی ظنین نشوند و بتواند خودرا به زیر دفتر مکنامارا برساند. وی با خود بک شیشه نفت هم به آنجا برده بود.

         کار خودسوزی آمریکاییان معترض به ادامه جنگ ویتنام با مرگ نورمن موریسون پایان نیافت. نهم نوامبر (هفت روز بعد) یک آمریکایی 27 ساله به نام «راجر لاپورت» که یک کاتولیک بود خود را به نشانه مخالفت با ادامه جنگ ویتنام در مقر سازمان ملل (واقع در شهر نیویورک) آتش زد.

        سوم دسامبر سال 1965 شورای کلیساهای آمریکا به ادامه جنگ ویتنام اعتراض کرد و این اعتراضها به صورتهای مختلف ادامه یافت ازجمله در 21 نوامبر سال 1965 در شهر نیویورک چهار جوان که به پیوستن به ارتش احضار شده بود اوراق احضاریه را در ملاء عام سوزاندند و به تدریج مخالف و تظاهرات به محوطه دانشگاههای آمریکا کشانده شد و ....

         خودسوزی با هدف جلب توجه جهانیان به مخالفت با جنگ ویتنام، ازسال 1963 و شهر سایگون آغاز شده بود. در آن سال یک روحانی بودایی در برابر چشم مردم و دوربین های فیلم و عکسبرداری خود را آتش زده و سوزانده بود.

     

    اعدام زن شگفت انگیزی که شوهران و نامزدان خودرا سر به نیست می کرد!

    دوم نوامبر سال 1984 بانو «ولما بارفیلدVelma barfield» پنجاه و دو ساله در زندان شهر رالی در ایالت کارولینای شمالی آمریکا به جرم چند قتل اعدام شد. این نخستین زنی بود که از سال 1962 تا آن زمان (ظرف 22 سال) در آمریکا اعدام می شد.

         ولما شوهر اول خودرا با آتش زدن خانه کشته بود، ولی کسی به او ظنین نشده بود، دومین شوهرش را با خوراندن داروی تپش قلب نابود کرده بود، سومین شوهر را با قطع لوله ترمز اتومبیل از میان برده بود، بعدا پیرمرد ثروتمندی را که قرار بود با او که پرستارش شده بود ازدواج کند با افزودن داروی مرگ موش بر سوپ کشته بود و چون آخرین نامزد خودرا هم با مرگ موش کشت، پزشک قانونی متوجه قضیه شد، و پلیس ولما را دستگیر و از او اعتراف گرفت.

         ولما ضمن بازجویی ها به یک قتل دیگر هم اعتراف کرد و گفت که مردی را که با او آشنا شده و رفت و آمد داشت با افزودن ماده «مرگ موش» به چای شیرین کشته بود. ولما قبلا چندین نامه عاشقانه برای این مرد فرستاده بود تا اورا به خود جلب و رفت و آمد برقرار کنند که پلیس این نامه ها از منزل آن مرد (مقتول) به دست آورد.

        گفته شده است که ممکن است که قربانیان ولما بیش از این شش تن باشند ولی چون او پس از هر قتل، ایالت محل سکونت خودرا تغییر می داد، تحقیقات بیشتری صورت نگرفت. پیش از اجرای حکم اعدام، چند روانشناس با ولما مصاحبه کردند تا دلیل روانی کار اورا به دست آورند ولی موفق به کشف انگیزه نشدند زیرا که ولما در مصاحبه ها با آنان همکاری نمی کرد.

     

    تاریخچه واژه «کوکتیل = کاک تیل»

    واژه «کوکتیل به معنای نوعی عصرانه» دوم نوامبر 2012 سیصد و 36ساله شد. در این روز در سال 1776 مدیر یک رستوران شهر نیویورک که به او سفارش داده بودند رستوران را برای یک پذیرایی رسمی عصرانه آماده کند دست به ابتکار تازه ای زد و برای تزیین رستوران و ارضاء خاطر مهمانان از پرهای دم خروس استفاده کرد که به زبان انگلیسی «کاک تیل» گفته می شود و از آن روز این واژه بین المللی شده و جای واژه هایی را که مفهوم «مهمانی عصرانه» داشته گرفته است.

     

    کاسترو: در زمینه اصلاحات اجتماعی، هرکشور باید راه خودش را برود

    فیدل کاسترو رهبر وقت کوبا یکم نوامبر 2003 در دو اجتماع پی در پی در هاوانا تاکید کرد که به این نتیجه رسیده است که در زمینه اصلاحات اجتماعی هر کشور باید راه خودش را برود.

         وی گفت که دنبال کردن مدل کشورهای دیگر ـ حتی مدل کوبا ـ ممکن است موفقیت آمیز نباشد، زیرا که هرکشور شرایط و تجربه ملی خاص خود را دارد و خودش راسا راهش را پیداکند.

        یکی از دو اجتماعی که کاسترو این مطلب را در آن بیان داشت مربوط به کارشناسان علوم اجتماعی آمریکای لاتین بود.

     

    ماجرای اقامت غیر قانونی عمه کنیایی «اوباما» در آمریکا

    دوم نوامبر 2008 و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، روزنامه های این کشور گزارش یکم نوامبر اسوشیتدپرس را نقل کرده بودند که بانو زیتونی (زیتون) اونیاگو عمه 56 ساله باراک اوباما نامزد وقت حزب دمکرات به طور غیر قانونی در شهر بوستون آمریکا و در یک آپارتمان عمومی (دولتی) ویژه کم درآمدها زندگی می کند. اسوشیتدپرس نوشته بود: "عمه اوباما که چهار سال پیش (سال 2004) از کنیا به آمریکا آمده است برای ماندن در این کشور درخواست پناهندگی می کند ولی چون دلیل قانع کننده (که چرا نمی تواند در وطن خود زندگی کند) ارائه نمی دهد قاضی ویژه مهاجرت درخواست این بانوی کنیایی را رد می کند و به او مهلت می دهد که ظرف چند روز خاک آمریکا را ترک گوید که بانو زیتونی حکم قاضی را نادیده می گیرد، محل سکونت خود را تغییر می دهد و در شهر بوستون سکونت و خودرا بیکار و نیازمند به دریافت کمک از شهرداری (اجاره خانه و ...) معرفی می کند. گویا بانو زیتونی [دربرخی روزنامه ها: زیتون] به دعوت برادرزاده اش باراک اوباما (سناتور وقت ایلی نوی) وارد آمریکا شده است. «اوباما» گفته است که نمی دانسته «عمه زیتونی» به طور غیر قانونی در آمریکا زندگی می کند.".

        در گزارش اسوشیتدپرس همچنین آمده بود که بانو زیتونی چند سال پیش در مهمانی سناتور شدن برادرزاده اش (اوباما) شرکت کرد و دو سال پیش (سال 2006) هم برای دیدن او به شیکاگو رفته بود.

        شبکه های تلویزیونی آمریکا به استثنای شبکه فاکس نیوز که در جریان تبلیغات انتخاباتی سال 2008، [به دلایلی] از اوباما حمایت می کردند در شبانه روز اول مخابره خبر اسوشییتدپرس، آنرا نقل نکردند ـ شاید برای این منظور که مبادا نظر برخی از رای دهندگان با دیدن عکس و خبر نسبت به اوباما تغییر کند.

         چندی پس از انتخاب شدن اوباما به ریاست جمهوری آمریکا، گزارش شد که به عمه او پناهندگی و اجازه اقامت در آمریکا داده شده است. «اوباما» دارای هفت برادر و خواهر ناتنی در کشور کنیا است.

     

    سناتور سیاهپوست ایالتی ماساچوست هنگام گرفتن رشوه دستگیر شد

    یکم نوامبر 2008 یک دادیار فدرال در شهر بوستون خبر داد که بانو «دیان ویلکرسونDianne Wilkerson» سناتور ایالتی ماساچوست هنگام گرفتن رشوه نقدی در یک رستوران و پنهان کردن پولها در کرست (Bra) خود دستگیر شده است. از اظهارات این دادیار چنین بر می آید که درپی شایعه رشوه گیری این بانو سناتور، اف بی آی (پلیس امنیت داخلی آمریکا) مامور رسیدگی می شود و یکی از ماموران این سازمان در لباس یک ذینفع (بساز و بفروش ساختمان که ظاهرا در نظرداشت در اراضی دولتی خانه سازی کند) در رستوران محل ملاقات به بانو سناتور ویلکرسون که 15 سال این مقام را داشت و تنها سناتور سیاهپوست سنای ایالتی ماساچوست بود رشوه می دهد و او این پول را در کرست (سینه بند) خود می گذارد که دستگیر و اسکناسها ضمیمه پرونده می شود. در یک مورد دیگر نیز یک مامور در لباس یک رستوراندار به این بانو سناتور رشوه نقدی می دهد تا اعمال نفوذ کند و برایش پروانه فروش مشروبات الکلی بگیرد. یک مامور اف بی آی از صحنه رشوه گیری با دوربینی که دیده نشود فیلمبرداری می کند.

        به گفته دادیار، جمع رشوه های دریافتی (مشهود) این سناتور سیاهپوست بالع بر 23 هزار دلار بود. این سناتور ایالتی که قبلا مشاور حقوقی و وکیل دادگستری بود همچنین متهم به تقلب در پرداخت مالیات شده بود. بانو ویلکرسون که خودرا برای یک دوره دیگر، نامزد سنای ایالت مشترک المنافع ماساچوست کرده بود پس از دستگیر شدن گفت که انصراف می دهد. وی تا زمان محاکمه با سپردن یک تامین 50 هزاردلاری آزاد شد.

        گفته شده بود که اگر شبکه های تلویزیونی سراسری آمریکا این خبر و فیلم اف بی آی را در پرایم تایم خود (مشروح اخبار شب) پخش کرده بودند ممکن بود که در ذهن هواداران «اوباما» سیاهپوست و نامزد وقت انتخابات ریاست جمهوری از حزب دمکرات تاثیر منفی می داشت.

    منبع: سایت تاریخ ایرانیان در این روز



    امروز در تاریخ
    شماره مطلب: 4672
    دفعات دیده شده: 26 | آخرین مشاهده: 2 روز پیش