فراخوانی ...

انجمن ایرانی تاریخ
امروز در تاریخ سه شنبه 9 آبان 1396 هجری شمسی؛ 11 صفر 1439 هجری قمری؛ 31 اکتبر 2017 میلادی نسخه چاپی RSS
  • امروز در تاریخ
    سه شنبه 9 آبان 1396 هجری شمسی؛ 11 صفر 1439 هجری قمری؛
    31 اکتبر 2017 میلادی

    سه‌شنبه 9 آبان 1396 ساعت 13:30

     سالروز افتادن اصفهان به دست سپاه اعراب مسلمان

    31اکتبر سال 641 میلادی شهر اصفهان به تصرف سپاه اعراب مسلمان در آمد. این سپاه قبلا در نهاوند لشکریان یزدگرد سوم ـ شاه وقت را شکست و او را به شمال شرقی ایران فراری داده بود. در جنگ اصفهان (سپاهان)، پادگان این شهر به فرماندهی «استندر» که موفق به دریافت کمک و نیروی تقویتی از یزدگرد نشده بود که خود در حال فرار بود شکست خورد.

        اعراب به دلیل وجود چند آبادی و شهرک پُردرخت و سرسبز با فاصله ای کم از اصفهان، این مجموعه را «شهرستان» خواندند. اصفهان در آن زمان دارای دو محله معروف بود؛ یکی یهودیه و دیگری «جِی». بزرگترین پادگان نظامی ایران در دوران ساسانیان در اصفهان قرار داشت، زیرا که از لحاظ موقع جغرافیایی، اصفهان مرکز ایران زمین بود و انتقال نیرو جهت دفاع و یا حمله از آنجا به هر نقطه ایران و برون مرز آسانتر و سریع تر صورت می گرفت.

        «سپاهان» پس از سلطه عرب، اصفهان تلفظ شده است، زیرا که در زبان عربی حرف «پ» وجود ندارد.

     

    روزی که تورانشاه سلجوقی، شاهِ کرمان شد

    31 اکتبر 1083 میلادی تورانشاه سلجوقی پسر ملک قاورد و پسر عموی ملکشاه، شاهِ کرمان شد که در آن روزگار، و تا اواسط سلطنت پهلوی دوم تا خلیج فارس و دریای عُمان امتداد داشت.

         ملک قاورد که حاضر نشده بود پادشاهی برادرزاده خود ـ ملکشاه را به رسمیت بشناسد به دست او کشته شده بود. از آثار باقی مانده از زمان حکومت ملک قاورد در شهر کرمان، مسجدی در مرکز شهر موسوم به «مسجد مَلک» است که پس از انقلاب به مسجد امام تجدید نام شده است. کرمانی ها که در مهربان بودن، ساده زیستن و گذشت داشتن شهرت جهانی دارند حدود دو قرن حکمران تُرک داشتند ولی یک واژه تُرکی یاد نگرفتند و این، دلیلی بر احساسات ناسیونالیستی آنان است.

         ملکشاه که دست پرورده خواجه نظام الملک بود پس از کشته شدن پدرش آلب ارسلان، به پادشاهی رسیده بود.

     

    ایران در قبال جنگ اروپاییان اعلام بی طرفی کرد، اما چه سود ؟!

    31 اکتبر 1914 (9 آبان 1293) دولت وقت ایران در قبال جنگ قدرتهای اروپایی کتبا «بی طرفی» خود را اعلام داشت. در اعلامیه بی طرفی ایران که توسط سلطان احمدشاه قاجار و نیز رئیس الوزراء وقت، مستوفی الممالک (عکس مقابل)، امضاء و ابلاغ شده بود چنین آمده بود: از آنجا که ایران با همه ممالک متخاصمه دوستی دارد؛ در قبال منازعات آنها بی طرف خواهد ماند.

         در اعلامیه ای جداگانه، مستوفی مقامات دولتی را از هرگونه کمک به دول متحارب ـ در آن زمینه (تسهیلات جنگ) ـ ممنوع ساخته بود. قبلا هم دولت وقت شفاها اشاره به بی طرفی خود در قبال جنگ اروپاییان کرده بود. باوجود این، دولتهای روسیه و انگلستان به استناد قرارداد 1907 سن پترزبورگ (تقسیم ایران) خود را محق به نقل و انتقال نیرو در ایران می دانستند و دولتهای در حال جنگ با آن دو قدرت نیز به همین دلیل ایران را تحت نفوذ دشمن و منطقه جنگی تلقی می کردند و میهن ما را ناخواسته به میدان نبرد خود تبدیل کرده بودند و دولت وقت نیروی نظامی کافی برای دفاع از مرزهای کشور را نداشت، با وجود این، چند واحد ژاندارم ایران با تسلیحات اندک خود در صفحات غرب کشور به ویژه در همدان و کرمانشاه دست به دفاع جانانه زدند و در چند مورد به پیروزی های موقت و محدود نائل آمدند.

     

    روزی که به سلطنت قاجارها پایان داده شد ـ اشاره ای به قرارداد هرات

    در پی یک رشته تظاهرات در تهران و شهرهای دیگر که چهار روز طول کشیده بود و تظاهرکنندگان خلع قاجاریه از سلطنت را درخواست کرده بودند، نهم آبان 1304 (در آن سال مصادف با 31 اکتبر 1925 میلادی)، مجلس شورای ملی طرح نمایندگان را مبنی بر خلع قاجاریه تصویب کرد که متن طرح با جمله «به منظور تامین سعادت ملت ایران ...» آغاز شده بود. طبق تحقیق برخی از مورخان برپایه خاطرات رجال وقت، تظاهرات چهار روزه با نقشه قبلی و طبق برنامه! صورت گرفته بود.

         نمایندگان در همین جلسه سردار سپه، ژنرال رضاخان پهلوی، را با لقب «والاحضرت اقدس» به عنوان رئیس موقت کشور تعیین کردند و کار اصلاح قانون اساسی و تعیین تکلیف قطعی ریاست کشور را برعهده مجلس موسسان قرار دادند.

         در جلسه نهم آبانماه مجلس شورای ملی، دکتر مصدق نماینده تهران با دادن سمت ریاست موقت کشور به سردار سپه (رضاخان پهلوی) به دلیل داشتن سابقه قلدری کردن و بی اعتنایی به برخی از نظامات مخالفت کرده بود و اصولا سپردن چنین مقامی را در آن وضعیت (درجریان اصلاح و بازنگری قانون اساسی و احتمال اعمال نفوذ و فشار) به یک نظامی، به مصلحت ندانسته بود. با وجود این مخالفت، این طرح فوری فقط پنج رای مخالف داشت. قبلا هم دولت با بازگشت سلطان احمدشاه قاجار که در اروپا بود به وطن، مخالفت کرده بود. در آن روز میان مردم شایع کرده بودند که با خلع قاجاریه، نظام حکومتی ایران جمهوری و رئیس کشور انتخابی خواهد شد. قبلا ژنرال رضاخان هم از جمهوری شدن ایران جانبداری کرده بود.

         در همین روز و اندکی پس از رای گیری در مجلس، این قضیه به سفارتخانه ها اعلام شد و بوذرجمهری شهردار وقت تهران تلفنهای کاخ گلستان ( میدان ارگ ــ 15 خرداد ) محل اقامت محمد حسن میرزا ولیعهد را قطع و پس از اخراج زنان احمدشاه و خانواده سلطنتی از آنجا، درها را مهر و موم کرد.

         بعدا شهربانی (پلیس تهران) درباریان را بازداشت و دولت با تامین پنج هزار تومان هزینه، محمد حسن میرزا را روانه اروپا کرد. احمد شاه که در فرانسه بود پس از آگاه شدن از خلع قاجاریه؛ به عمل مجلس اعتراض کرد، ولی تا آن زمان بسیاری از دولتهای اروپایی و سایر ملل دولت موقت تهران را به رسمیت شناخته بودند و برای احمدشاه و همراهانش راهی جز درخواست پناهندگی باقی نمانده بود و به این ترتیب سلسله ای که در طول حکومت 130 ساله خود (از تاجگذاری آغامحمدخان در سال 1795میلادی) برای ایران چیزی جز بدبختی به بار نیاورده بود منقرض شد.

        قاجارها از یک ایل مغول تبار بودند و نام این ایل از اسم «قاجار نویان» امیر زاده مغول گرفته شده بود. با وجود انقراض دودمان قاجارها، مقامات بالای دولتی تقریبا دست نخورده باقی ماندند! و بنا براین، حل مسائل ایران به درازا کشید و ....

        در دوران قاجاریه بود که ایران به قهقرا رفت، از قافله پیشرفت عقب افتاد و از لحاظ ارضی، خیلی کوچک شد. دو قرارداد ترکمنچای و هرات که مورخان آنها را «ننگین» می خوانند در زمان همین دودمان امضا شد.

        هر استاد تاریخ معاصر ایران و هر نویسنده تاریخ عهد قاجاریه در بیانات و نوشته هایش از قرارداد چهارم مارس 1857 انگلستان با ایران که در پاریس تنظیم و امضا و در بغداد مبادله شد به عنوان نمونه بارزی از تحمیلات عصر استعمار (به سبک قدیم) و منحوستر از عهدنامه ترکمن چای نام برده و از ایرانیان خواسته است که آن را به دقت بخوانند و از یاد نبرند که «ضعف نظامی» و «نداشتن مدیران و رجال دلسوز» بدبختی بزرگی برایشان بود. گرچه فصل هفتم این قرارداد که منجر به جدایی هرات و مناطق اطراف آن شد به دولت ایران این حق را داده است که اگر از ناحیت افغانستان احساس خطر کند بتواند لشکر به افغانستان بکشد و منطقه خطر را متصرف و اصحاب خطر را تنبیه و مجازات کند. دراین قرارداد 15 فصلی، تنها همین امتیاز به ایران داده شده بود و این کوتاه آمدن لندن هم به این سبب بود که سربازان ایرانی سریعا مناطق غربی افغانستان امروز را که انگلیسی ها می خواستند برای جلوگیری از پیشروی روسها به سوی آسیای جنوبی در اختیار گیرند تخلیه کنند. انگلیسی ها که به منظور فشار وارد آوردن بر ایران جهت تخلیه هرات و مناطق غربی افغانستان؛ بوشهر، چند جزیره و مناطق دیگری در جنوب وطن ما را تصرف کرده بودند نیروی زمینی کافی در هندوستان نداشتند که برای خلع ید از ایران به افغانستان بفرستند. به علاوه احتمال کمک نظامی روسیه هم به ایران می رفت. اشاره به سایر فصول قرارداد دردآور است ازجمله اصل چهارم قرارداد مبنی بر مجبور کردن ایران به عفو ایرانیانی که در این جریانات از انگلیسی ها حمایت کرده بودند و ....

     

    دولتی شدن مدارس عالی غیر دولتی ایران و قطع دریافت شهریه

    یک سال پس از دولتی و مطلقا رایگان و یکنواخت شدن مدارس ابتدایی، راهنمایی و متوسطه در ایران، انحلال مدارس غیر دولتی وقت و به استخدام دولت در آمدن کارکنان آنها و خریداری شدن اموالشان؛ از 31 اکتبر 1975 (نهم آبان 1354) مدارس تعلیمات عالی (دانشگاهها) غیردولتی ایران نیز دولتی شدند و دانشجویان به شرط سپردن تعهد خدمت به کشور، نه تنها از پرداخت شهریه معاف شدند بلکه امکان گرفتن کمک مالی بلا عوض دولتی هم به دست آوردند. پروانه مدارس عالی غیر دولتی که تعداد آنها 29 واحد بود هفتم آبان (دو روز پیش از آن) لغو شده بود. از آغاز سال تحصیلی 53 ـ 54 برنامه تغذیه رایگان دانش آموزان ابتدایی و راهنمایی نیز به اجرا گذارده شده بود. امر آموزش و پرورش رایگان در ایران در دهه 1970 در حقیقت تعمیم قانون تعلیمات اجباری و یکنواخت مصوب دهه 1940 (اوایل دهه 1320) بود که تا آن زمان تنها دانش آموزان تعلیمات عمومی (ابتدایی و بعدا راهنمایی) را شامل می شد. یک سال پیش از رایگان شدن آموزش و پرورش در ایران، دانشسراهای متعدد تربیت «مربی کودک» تاسیس شده بود تا آموزش پیش دبستانی هم غیردولتی و رایگان شود. برای این که امر آموزش رایگان در ایران به صورت دائمی درآید و تغییرناپذیر شود، موضوع به طور واضح و صریح به گونه ای که نیاز به شرح و تفسیر نداشته باشد، از سوی مصوبان قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل 30 این قانون آورده شده است، ولی مشاهده می شود که برغم صراحت این اصل و افزایش درآمد ایران از نفت، از دهه 1990 ایجاد مدارس پولی در ایران از سر گرفته شده است. همچنین در مهرماه 1384 گزارش شده بود که این مدارس پولی (غیر انتفاعی؟!) هم طبقه بندی می شوند که این عمل به معنای پایان یافتن امر یکنواخت بودن تعلیمات عمومی تلقی شده بود. با طبقه بندی کردن مدارس پولی بر حسب کیفیت تدریس، تردید نیست که پولدارها فرزندان خود را به مدارس طبقه بالا می فرستند و بدیهی است که این کار در نوجوانان تولید عقده ناشی از وجود طبقه در جامعه (بر حسب میزان ثروت والدین) می کند که مغایر فرضیه های «عدالت» است. مسئله شهریه در مدارس عالی ایران (به ویژه در دانشگاه آزاد اسلامی) در سال های اخیر (به ویژه سال 1385)، یکی از اخبار رسانه های تهران شده است.

     

    گسترش اعتصابات سراسری ـ اعتصاب مطبوعات ـ انقلاب در آستانه فاز نهایی ـ اعلامیه پنتاگون که نظام سلطنتی را عملا خلع سلاح کرد

    دولت آمریکا نهم آبان 1357 (31 اکتبر 1978 و در اوج انقلاب ایران و 5 روز پیش از آغاز اعتصاب 61 روزه روزنامه نگاران) از طریق سخنگوی پنتاگون اعلام کرد که برای خارج ساختن 41 هزار آمریکایی ـ عمدتا مستشار نظامی و کنتراتور ـ از ایران، برنامه و تصمیم ندارد و انتظار دولت آمریکا، تحقّق آزادی ها و دمکراسی، مطابق اصول آن در ایران است. این سخنگو با تأکید گفته بود که در این وضعیت (ناآرامی ها) دولت آمریکا حمایتی بمانند آگوست 1953 (اَمُرداد 1332) ازموضع شاه نخواهد کرد.

         انتشار اعلامیه پنتاگون و اظهارات سخنگوی آن در شماره چهارشنبه دهم آبان (یکم نوامبر 1978) روزنامه های تهران، بر دامنه اعتصابات و تظاهرات افزود و زندانیانِ سیاسیِ آزاد شده (در روزهای پیش از آن و بر پایه سیاست نرمش نمای دولت جعفر شریف امامی) در اجتماع دهها هزار نفری محوطه دانشگاه تهران حضوریافتند و نطق های ضددولتی ایراد کردند که عکس و خبر آن در شماره پنجشنبه (11 آبان 1357) روزنامه ها انتشار یافت و کارکنان اتوبوسرانی تهران هم به اعتصابیون پیوستند و اعضای تحریریه روزنامه آیندگان از سندیکای روزنامه نگاران خواستند که در اعلام اعتصاب عمومی شتاب کند.

        طبق تفسیرهای بعدی و باور مورّخان، اعلامیه پنتاگون انقلابیون ایران را مطمئن ساخت که واشنگتن دمکراسی و آزادی ها را به خاطر شاه قربانی نخواهد کرد. این مورّخان، اظهارات سخنگوی وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) را به نوعی اعلام بی طرفی دولت آمریکا در قبال اوضاع وقت ایران خوانده اند که یک اطمینان ضمنی بود که برنامه ای مشابه 28 اَمُرداد 1332 در نظر نیست و مخالفان و معترضان داخلی به گسترش تظاهرات و اعتصابات دست زدند، انقلاب به مرحله (فاز) نهایی خود نزدیک شد و ....(جیمی کارتر رئیس جمهوری وقت آمریکا در آن زمان و پی در پی نامه های ضد شاه و نظام سلطنتی ایرانیانِ مقیم آمریکا بویژه دانشجویان ایرانی از ضعف های مدیریّت داخلی و روحیه مردم را دریافت می داشت).

    در همان روز داریوش فروهر ـ ناسیونالیست بنام، به عنوان سخنگوی جبهه ملّی ایران اعلام کرد که اگر حکومت (دولت شاه) راست می گوید که حمایت اکثریت ساکت را دارد رفراندم برگزار کند تا واقعیت را بیابد و بر پایه نتایج رفراندم، زمام امور را به نمایندگان اکثریت بدهد. وی افزوده بود که اصولا و طبق نظرات اصحاب فلسفه دمکراسی لازم است که رژیم ها ـ صرف نظر از کدام کشور ـ هر چند وقت یکبار رفراندم برگزار و نظر ملّت را در باره مقبولیّت خود استعلام کنند. آیت الله شریعتمداری نیز اعلام کرده بود که دولت باید در دست نمایندگان منتخب مردم باشد، دولت تهران به حرف هایش عمل نمی کند و .... همزمان دکتر منوچهر گنجی از سمت وزیر آموزش و پرورش (که در سه کابینه ـ از هویدا تا شریف امامی ـ آن را به دست داشت) کناره گیری کرد و اعلام داشت که نمی خواهد در کابینه ای که یک رئیس ضعیف دارد [نخست وزیر ـ شریف امامی] عضویت داشته و شاهد سقوط وطن باشد. در همین روز دستگاه قضایی هم پرویز ثابتی ـ مقام ساواک را ممنوع الخروج از کشور کرد زیرا که روز پیش از آن، تنی چند از مردم علیه او به دادستان تهران اعلام جرم کرده بودند.

     

     

     

         در این میان، تایمز لندن در مقاله ای خبر از رو به سقوط بودن نظام حکومتی وقت ایران داده بود و افزوده بود که آیت الله خمینی در جامعه ایران بیش از هرکس دیگر محبوبیت دارد و پیش بینی کرده بود که پس از سقوط دولت شاه، روحانیون شیعه زمام امور ایران را به دست خواهند گرفت نه جبهه ملی. به رغم تذکّر مقامات مربوط وقت به سردبیران رسانه ها که «تایمز» ناشر افکار دولت لندن بوده و دولت لندن از دیرزمان نسبت به روحانیون شیعه ایران نظر مثبت داشته، مطبوعات تهران خلاصه مقاله تایمز را در شماره های 13 آبان خود چاپ کردند و اعتصاب مطبوعات از روز بعد و پس از چاپ شماره 14 آبان (که توزیع کامل هم نشدند) آغاز شد و با پیوستن بسیاری از ژورنالیست های رادیوتلویزیون و خبرگزاری ملّی به این اعتصاب، دولت نظامی ِ پس از شریف امامی نتوانست صدای خودرا به گوش مردم برساند. مورّخان تشدید انقلاب و ورود به فاز نهایی را از همین زمان (نیمه آبان 1357) نوشته اند.

     

    در اوج انقلاب و اعتصابات عمومی، شاه پسرش را به دیدار کارتر فرستاد

    سه شنبه نهم آبان 1357 (31 اکتبر 1978) در اوج انقلاب و پس از آغاز اعتصاب عمومی کارکنان نفت و قطع صادرات آن ازجمله هر روز 900 هزار بشکه به آمریکا، شاه پسرش شاهزاده رضا را (که در آن زمان 18 ساله بود و در آمریکا ـ تکزاس ـ آموزش خلبانی می دید) با یک پیام شفاهی به واشنگتن به دیدار جیمی کارتر رئیس جمهوری امریکا فرستاد.

        در پی این دیدار، سخنگوی کاخ سفید گفته بود: اعتصاب نفتی های ایران، برای ما فعلا جای نگرانی ندارد زیراکه ذخایر استراتژیک ما از نفت خام کافی است. به علاوه، در سایر کشورها ـ ازجمله در همین قاره خودمان ـ ونزوئلا نفت به حد کافی استخراج و صادر می شود. بنابراین، ما به این زودی با کمبود نفت رو به رو نخواهیم شد و اگر بهای نفت بالا برود، خودمان در داخله، استخراج نفت را از سر خواهیم گرفت. در مورد ناآرامی ها ایران، جناح ها باید با هم به توافق برسند. به نظر می آید که هر جناح در ایران سهم بیشتری می خواهد و اگر به سازش نرسند، مسائل حل شدنی نخواهد بود و ....

        در اثنای دیدار رضا پهلوی با جیمی کارتر، گروهی از ایرانیان مقیم آمریکا در برابر کاخ سفید واشنگتن دست به تظاهرات زده بودند که منجر به دستگیری کوتاه مدت دو تَن از آنان شده بود.

         رسانه های آمریکا قبلا نوشته بودند که شاه به تجدید انتخاب جرالد فورد کمک مالی کرده بود و این عمل باعث دلخوری کارتر شده بود. شاه با روسای جمهوری آمریکا از حزب جمهوری خواه ـ آیزنهاور، نیکسون و فورد و همکاران آنان از جمله کیسینجر، جورج بوش (پدر) ، رامسفلد و ... مناسبات بهتری داشت. دمکراتها بویژه جان اف. کندی و جیمی کارتر اصرار به دمکراتیزه شدن ایران، رعایت کامل قانون اساسی، اعلامیه جهانی حقوق بشر و کاهش مداخلات شاه در امور دولتی را داشتند. روزولت و ترومن هم قبلا تا حدی همین نظر را ابراز داشته بودند. برنامه اصلاحات که در 1961 به دست دکتر علی امینی نخست وزیر وقت به اجرا درآمد خواست جان اف. کندی رئیس جمهور لیبرال آمریکا بود.

     

    ملت آزاد کرد، نه شاه

         در این روز در سال 1357 (سال انقلاب) آیت الله منتظری و آیت الله طالقانی از زندان آزاد شدند و چون رادیو گفته بود که آزادی آنان به دستور شاه صورت گرفته بود، در دو مصاحبه جداگانه تاکید کردند که ملت، آنان را از زندان رها ساخت و اگر فشار و تظاهرات ملت نبود آزادی آنان میسر نبود. این دو گفتند که به مبارزه با سلطنت همچنان ادامه خواهند داد.

     

    معروفترین افسر پلیس ایران رئیس پلیس تهران شد

    نهم آبان سال 1358 احمد ایزدپناه (عکس مقابل) معروفترین افسر پلیس ایران که در سال 1340 مرد سال «مجله امید ایران» شده بود از سوی دولت انقلاب، رئیس پلیس تهران شد.

        شهرت ایزدپناه که پیش از انقلاب درجه سرهنگی داشت به این لحاظ بود که در پی براندازی 28 امرداد1332، به دستور شاه که او را از هواداران دکتر مصدق می دانست در اختیار وزارت کار قرار گرفته بود و سالها از ترفیع عقب افتاده بود. با وجود این، مجبور شدند که در سال 1338 برای پایان دادن به اجبار برخی زنان فقیر، زنان ربوده شده و بعضا فریب خورده به روسپیگری در محله بدنام تهران (شهر نو) و گسترش قتل و چاقو کشی و باج خوری در منطقه ده پایتخت (محله بدنام و نواحی اطراف آن معروف به دروازه قزوین) وی را که در عین حال فارغ التحصیل رشته قضایی دانشکده حقوق بود کلانتر پلیس این ناحیه کنند و وی مسائل را حل کرد که در آن زمان شق القمر به نظر می آمد، زیرا که مفسدین این محله پس از شرکت در براندازی28 امرداد، انجام هر گونه عمل خلاف قانون و اخلاق را حق خود می دانستند. از آن پس آمار قتل و قاچاق و سرقت هر منطقه تهران که بالا می رفت ایزدپناه را کلانتر آنجا می کردند و ....

         ایزدپناه که 14 اردیبهشت 1387 (چهارم ماه مه 2008) از بیماری سرطان پروستات فوت شد در گورستان بهشت زهرا مدفون است. وی که در شهریور 1308 (1929 میلادی) به دنیا آمده بود 79 سال عمر کرد. پس از انقلاب، ایزدپناه به درجه سرتیپی ارتقاء یافته بود. وی مدتی هم رئیس کل سازمان آگاهی پلیس کشور بود.

     

    پیدایش مذهب پروتستان

        سی و یکم اکتبر سال 1517 مارتین لوتر کشیش آلمانی و تحصیلکرده رشته الهیات 95 مورد اعتراض خود به روش پاپ ها و کلیسای کاتولیک را روی کاغذ نوشت و آن را بر در ورودی کلیسای «کسل» در وینتربرگ آلمان چسبانید و با این عمل سنگ بنای پروتستانیسم (اعتراضیون) گذارده شد. این اصلاحات 95 گانه اصطلاحا «تزهاظ لوتر» خوانده می شوند. مهمترین موارد این اعتراض ها مربوط به بخشودن گناه از سوی کشیش ها پس از اعتراف فرد گناهکار در برابر آنان و در کلیسا، همچنین فروش بخشودگی گناهان از سوی کشیش های کاتولیک، تشریفات زائد کلیسایی و سلسله مراتب، اختیارات بیش از حد پاپ از جمله مصادره اموال و مجازات افراد و پافشاری در منع اصحاب کلیسا از ازدواج بشمار می رود.

        با این که بعدا لوتر از سوی پاپ تکفیر شد، راه و روش او پیروان فراوان یافته و شمار ژروتستانهای جهان از ششصد میلیون تن متجاوز است و در بسیاری از کشورهای مسیحی از جمله ایالات متحده، پروتستانها در اکثریت هستند.

     

    زادروز بازیگر سریال «روزهای زندگی» که این سریال در ایران دوبله و از تلویزیون دولتی پخش شد

    «دیدره هال Deidre Hall» بازیگر سریالهای «روزهای زندگی» و «خانه ما» و چندین فیلم سینمایی 31 اکتبر 1947 در شهر میلواکی آمریکا به دنیا آمد.

         پخش سریال تلویزیونی روزهای زندگی Days of Our Lives که نوعی «سوپ اُپرا» است از ژوئن 1976 آغاز شده است. همان زمان، سریال روزهای زندگی دوبله و از تلویزیون دولتی ایران پخش می شد. بانو هال که در جوانی درس روانشناسی خوانده و مدت کوتاهی هم روانشناس بود در این سریال معروف نقش دکتر مارلینا ایوانس را برعهده داشته است.

         این برنامه، طبق نتایج نظرسنجی (rating) از بینندگان شبکه های تلویزیونی، از برنامه های پُربیننده تلویزیونی آمریکا بوده است. بانو هال در فیلمهای متعدد ایفای نقش کرده است. فیلم فرودگاه بین المللی سانفرانسیسکو که در 1970 تولید شد و «دیدره» در آن بازی کرد این فرودگاه و این شهر را شهرت بیشتری بخشید. وی در فیلم دیگری که «خیابانهای سانفرانسیسکو» عنوان دارد ایفای نقش کرده است. بانو هال که دو پسر دارد چهار بار ازدواج کرده است.

     

    دمکراسی قرن 21: خرید 30 دقیقه وقت تلویزیون به سه میلیون دلار! ـ Infomercial (اطلاع رسانی پولی)

        چهارشنبه شب، 29 اکتبر 2008 = هشتم آبان1387، یک رکورد تازه در تاریخ تبلیغات انتخاباتی در جهان نهاده شد. در این شب «باراک اوباما» نامزد وقت حزب دمکرات آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری نوامبر آن سال (که برنده و رئیس جمهوری شد) 30 دقیقه از پرایم تایم (ساعت هشت شب) هفت شبکه از کانالهای تلویزیونی آمریکا را به کمی بیش از 3 میلیون دلار خریده بود تا برایش اعلان تبلیغاتی پخش شود. در این اعلان ها که با پخش نطق او در یک اجتماع رای دهندگان در فلوریدا پایان یافت ضعف های رقیب او «جان مکین» و نامزد معاونت مکین (مک کین)، بانو «سارا پِیلن» نیز بازتاب داده شده بود ازجمله اینکه دختر شوهرنکرده بانو «پیلن» باردار است و خود او برای جلب توجه لباسهایی به ارزش 150 هزار دلارپوشیده است و ....

        شبکه های تلویزیونی نام این نوع اعلان را "Infomercial" = اطلاع رسانی پولی گذارده اند که بر اصطلاح میدیاکراسی (حکومت سازی رسانه ها) افزوده شده است.

        این خرید بی سابقه وقت از هفت شبکه تلویزیونی که معمولا در ساعت خریداری شده جمعا 33 میلیون بیننده دارند باعث تفسیر و انتقاد تحلیلگران و روشنفکران شده بود که همان شب و پنجشنبه (نهم آبان) نظر خودرا ابراز کرده بودند. هزاران تن از مخاطبان معمولی نیز نظراتشان را تلفنی و با ایمیل به شبکه های مربوط اعلام کرده بودند که در فواصل برنامه ها پخش می شد. ماحصل این نظرات این بود که فروکردن نامزدهای انتخابانی با ابزارهای تبلیغاتی و اخبار و مصاحبه های پولی (پروپاگاندا) در ذهن انتخاب کنندگان؛ انحراف از اصول «دمکراسی» است . اگر چنین تبلیغاتی که سال بسال هم تکامل می یابد برای هرفرد معمولی قبلا «گمنام» هم صورت گیرد؛ رای خواهد آورد و انتخاب خواهد شد ولی نتیجه، آن نخواهد بود که پدران دمکراسی انتظار آن را داشتند.

         یک استاد علوم سیاسی که خود صاحب فرضیه است در این زمینه گفته بود: اگر روند جاری ادامه یابد؛ در آینده، زنان زیبا ـ چنانچه نامزد انتخابات شوند ـ رای بیشتری خواهند آورد. گُل خوب را از بوی آن باید تشخیص داد نه از تعریف و تبلیغ گلفروش. تبلیغات انتخاباتی باید برپایه ضوابط و موازینی محدود شود که اندیشمندان هرملت این موازین را برای جامعه خود تدوین کنند: نه پارلمانها که اعضایشان ذینفع هستند. این استاد افزوده بود که بیشتر انتخاب کنندگان آمریکایی از شش ـ هفت نامزد انتخابات این دوره ریاست جمهوری آمریکا (انتخابات سال 2008)، تنها از نامزدی دو نفر اطلاع دارند (اوباما و مک کین) و نام نامزدهای دیگر تنها در فهرست کمیسیون انتخابات قراردارد، درست مثل اینکه از میان دو پسر یک سلطان، یکی را ولیعهد (کراون پرینس) کنند.

         برخی انتقاد کنندگان از کثرت کانالهای تلویزیونی آمریکا نالیده بودند و گفته بودند این همه کانال و تماما غیردولتی برای سودبردن راهی جز فروش وقت و گرفتن اعلان، حتی به صورت خبر و رپورتاژ و برنامه عادی ندارند که مخاطب متوجه اعلان بودن آن نمی شود. کثرت کانالها عیب بزرگ دیگری هم دارد و آن رواج خبرسازی (اصطلاحا بزرگ جلوه دادن رویداد کوچک) است. باید برنامه را پُرکنند لذا هرچه را که به دستشان برسد به نام خبر پخش می کنند و به تکرار خبر می پردازند و آسانترین خبر، پخش نطق های و عکسهای نامزدهای انتخاباتی است و هر نامزدی که رفتار دوستانه تری با روزنامه نگار داشته باشد نانش توی روغن است. ولی این روند اصالت دمکراسی و ژورنالیسم را از میان خواهد برد.

     

    برخی دیگر از رویدادهای 31 اکتبر

    1900:   کل جمعیت ایالات متحده 76 میلیون و 295 هزار و 220 تن اعلام شد که در طول قرن 20 چهار برابر شد و در سال 2006 از مرز 300 میلیون گذشت و در سال 2012 رقم 313 میلیون را پشت سر گذارد.

    1908:   در پی انتشار مصاحبه ویلهلم دوم قیصر آلمان با دیلی تلگراف چاپ لندن که متن آن 28 اکتبر انتشار یافته بود، بر دامنه خصومت آلمان و انگلستان افزوده شد؛ زیرا که قیصر صریحا گفته بود که آلمانی های طبقه متوسط و پایین از انگلستان و انگلیسی ها منتفرند. باید دانست که خاندان سلطنتی انگلستان آلمانی تبار هستند و مادر ویلهلم از همین خانواده بود.

    1943:   سران چهار دولت متفق در مسکو بر سر چگونگی معامله خود با دولتهای محور در صورت پیروزشدن بر آنها به توافق رسیدند.

    1945:   جیره بندی کفش در امریکا پایان یافت.

    1964:   در پی انتقاد شدید آیت الله خمینی، حسنعلی منصور نخست وزیر وقت در مجلس از برخوردارشدن نظامیان امریکایی از پاره ای مصونیت های قضایی در ایران دفاع کرد.

    1971:   مبادلات بازرگانی میان ایران و جمهوری توده ای چین آزاد شد.

    1982:   سوسیالیستهای اسپانیا پس از 45 سال انتخابات این کشور را بردند و رهبر جوان آنان، گونزالس، نخست وزیر اسپانیا شد.

    2003:   «مرکز امانتداری عمومی Public Integrity » که یک سازمان داوطلب برای پاییدن دولت آمریکاست سی ام اکتبر 2003 نشانی وبسایت این مرکزرا که بررس های آن محققان و روزنامه نگاران هستند به این شرح اعلام داشت:

        www.publicintegrity.org

        «چارلز لویس» رئیس این مرکز اعلام شده بود.

    2003:   دولت فرانسه برای تعمیر کاخ تاریخی ورسای 158 میلیون دلار هزینه اختصاص داد . لویی چهاردهم ورسای را که در آن قراردادهای پایان جنگ جهانی اول امضاء شد شاه نشین فرانسه کرد.

    منبع: سایت تاریخ ایرانیان در این روز



    امروز در تاریخ
    شماره مطلب: 4667
    دفعات دیده شده: 31 | آخرین مشاهده: 2 روز پیش