فراخوانی ...

انجمن ایرانی تاریخ
امروز در تاریخ پنج شنبه 23 شهریور 1396 هجری شمسی؛ 23 ذی الحجه 1438 هجری قمری؛ 14 سپتامبر 2017 میلادی نسخه چاپی RSS
  • امروز در تاریخ
    پنج شنبه 23 شهریور 1396 هجری شمسی؛ 23 ذی الحجه 1438 هجری قمری؛
    14 سپتامبر 2017 میلادی

    پنج‌شنبه 23 شهریور 1396 ساعت 13:26

    درگذشت ابوالحسن علی بن حسین بن علی مشهور به مسعودی

    در بیست و سوم ذیحجه سال 345 هجری قمری، ابوالحسن علی بن حسین بن علی مشهور به مسعودی مورخ مسلمان درگذشت. مسعودی اهل سفر بود و حاصل تجارب، دیده ها و شنیده هایش را در دو کتاب مروج الذهب و تنبیه الاشراف تدوین کرد. مسعودی وقایع تاریخی را حکایت گونه بیان کرده به تحلیل آنها از لحاظ اجتماعی می پردازد.

     

    درگذشت علی بن عبدالعزیز مشهور به ابوالحسن جرجانی

    در بیست و سوم ذیحجه سال 392 هجر قمری، علی بن عبدالعزیز مشهور به ابوالحسن جرجانی ادیب و متکلم درگذشت. او در نوجوانی حدیث را آموخت و آغاز تحصیلش نزد علمای نیشابور بود و پس از آن به شهرهای مختلف سفر کرد. مدتی بعد، صاحب بن عباد وزیر مشهور آل بویه، منصب قضاوت شهر جرجان را به ابوالحسن جرجانی سپرد. او ضمن مطالعه و تحقیق و تالیف آثارش، به امور قضایی جرجان می پرداخت. تهذیب التاریخ و تفسیر قرآن از آثار مهم ابوالحسن جرجانی به شمار می روند.

     

    تشکیل اوپک

    در چهاردهم سپتامبر سال 1960 میلادی سازمان کشورهای صادرکننده نفت موسوم به «اوپک» تشکیل شد. ایران، عربستان، عراق، کویت و ونزوئلا پنج عضو اولیه این سازمان بودند و سپس چند کشور نفتی دیگر ازجمله اکوادور، گابن، لیبی، الجزایر، امارات متحده عربی، قطر و اندونزی نیز به اوپک پیوستند. هدف اصلی از تشکیل اوپک ایجاد هماهنگی میان کشورهای صادر کننده نفت و جلوگیری از نوسانات بهای نفت بود. مقابله با کمپانی های بزرگ نفتی غرب که انحصار اکتشاف، استخراج و فروش نفت را در سطح جهان در اختیار داشتند از دیگر اهداف مهم اوپک بود.

     

    درگذشت مرتضی راوندی

    در بیست و سوم شهریور سال 1378 هجری شمسی، مرتضی راوندی پژوهشگر معاصر درگذشت. او فارغ التحصیل رشته حقوق از دانشگاه تهران بود اما به سبب علاقه به تاریخ ایران، در این زمینه به پژوهش پرداخت. تاریخ اجتماعی ایران از آثار او است که در یازده جلد منتشر شده است.

     

    ضرب سکه «داریک» در ایران در 2 هزار و 503 سال پیش

    چهاردهم سپتامبر سال 488 پیش از میلاد را روزی به دست داده اند که در آن روز داریوش بزرگ (Darius the Great) شاه وقت ایران دستور ضرب سکه ای را داد با وزن و شکل و عیار مشخص و یکنواخت تا واحد پول ایران قرارگیرد که مورخان یونانی در کتابهای خود آن را «داریک Daric (منتسب به داریوش)» نوشته اند. تا زمان رواج داریک، معاملات تجاری به صورت مبادله اجناس صورت می گرفت که کاری پیچیده بود و بازار همیشه نوسان داشت. ملل دیگر از طلا برای مبادله کالا و خدمات استفاده می کردند ولی نه بصورت سکه یکنواخت با عیار و وزن و شکل واحد. به عبارت دیگر تا سپتامبر 488 پیش از میلاد، بازرگانان و افراد شکل و عیار طلای «وسیله مبادله» را تعیین می کردند نه دولتها.

        داریوش همزمان دستور ایجاد پستخانه را در ایران صادر کرد که تاریخنگاران وی را مبتکر «پُست» و ارتباط پستی در تاریخ جهان معرفی کرده اند.

         داریوش همچنین در سپتامبر 488 پیش از میلاد دستور ایجاد یک ارتش دائمی را برای ایران صادر کرده بود که مورخان معاصر از آن به نام سپاه جاویدان نام برده اند. به این ترتیب، ایرانیان نخستین ملت جهان بودند که به اهمیت وجود یک ارتش دائمی پی برده و آن را به وجود آورده بودند. پیش از آن، هنگام جنگ دست به جمع آوری نیرو زده می شد و یک ارتش دائمی وجود نداشت. بعدا اسکندر و سپس رومیان این ابتکار داریوش را اقتباس کردند.

        داریوش در همین سال ساختن تالار صد ستون را در تخت جمشید داده بود که محل اجتماع و دید و بازدید های عمومی باشد و نیز ساختن راه طولانی شوش به سارد (ساحل مدیترانه) را.

         وی که سال پیش از آن دستور تقسیم ایران به استان های متعدد (ساتراپی) را داده بود دو سال پس از ضرب سکه داریک و قراردادن آن به عنوان وسیله معاملات درگذشت. داریوش واژه ساتراپ را از آن جهت انتخاب کرد که «استاندار» بداند نگهبان ایالت خود است نه سرور مردم.

    نوشیروان کیهانی زاده/سایت تاریخ ایرانیان در این روز

     

    ریشه کیانی های پَنجاب (پاکستان و هند)

    دولت ساسانیان ایران که علاقه مند به متحد کردن اقوام ایرانی ساکن در آن سوی شرق کشور در زیر یک پرچم بود پس از پایان دادن به استقلال کوشان های ایرانی تبار، درصدد انتقال شماری از اصیلزادگان پارس به همراه افراد خانواده خود به شرق رود سند بویژه پنجاب افتاد. این اندیشه درست سه دهه بعد و در زمان پادشاهی بهرام دوم وارد مرحله عمل شد زیرا که بهرام دوم در لشکرکشی سال 278 میلادی به ایران خاوری (افغانستان امروز) به منظور تنبیه «سکان شاه» سیستانی و پایان دادن به تمرّد او و همچنین فرماندار کابل، نیاز به چنان انتقالی را با تمامی وجود احساس کرده بود. بهرام دوم در بازگشت به پایتخت موضوع را در نشست بزرگان ایران مطرح ساخت که تصویب شد. یافتن بزرگزادگان داوطلب برای نقل مکان به پنجاب چندان دشوار نبود و شماری از بزرگزادگانی که خود را از نسل «کیان» و شاهزاده اصیل پارسی می دانستند و عمدتا درفارس امروز، کرمان، زابلستان بزرگتر تا خجند (کنار رودخانه «سیردریا») می زیستند آماده انتقال شدند. دولت چند واحد نظامی جمعا مرکب از 13 هزار سوار پارسی دراختیارشان گذارد که آنان هم با خانواده هایشان منتقل شدند. کار این انتقال تا سال 294 میلادی (زمان پادشاهی نرسی) ادامه یافت و در سپتامبر این سال تکمیل شد.

        به نوشته "رای زاده دونیچند بالی" در کتاب خود "تاریخ گاکهر Gakhar"، این ساسانیان در قسمتی از پنجاب امروز که به راولپندی ختم می شود استقرار یافتند و نام خانوادگی "کیانی Kayani" و «کی Kay» برخود نهادند که در آن زمان عنوانی بزرگ بود و تنها شاهزادگان پارس می توانستند بر خود بگذارند. آنان به کار سپاهیگری ادامه دادند و هنگام نیاز، افسر و سرباز به کمک دولت می فرستادند و برخی از بهترین افسران ساسانی از میان آنان برخاسته بودند. به نوشته «رای زاده» که تحقیق خود را در سال 1725 میلادی تکمیل و برنگاشته است، پس از فروپاشی امپراتوری ساسانی، کیانی های منتقل شده به شرق رود سند که به اصالت پارسی خود مباهات می کردند در گوشه ای از پنجاب یک دولت محلی تشکیل دادند که درجریان دومین لشکر کشی محمود غزنوی به هند در سال 1008 میلادی، با او که به ادبیات پارسی و شعراء و نویسندگان پارسی گو احترام می گذارد و کمک می کرد و در جلسات شعر آنان شرکت می جست متحد شدند و به تدریج به اسلام گرویدند.

         در زمان معاصر، بخشی از این کیانی ها در منطقه راولپندی پاکستان زندگی می کنند و ژنرال اشفاق پرویز کیانی رئیس ستاد ارتش پاکستان از همین کیانیان است.

        دهم سپتامبر 2008 ژنرال کیانی نسبت به حمله نظامی از داخل افغانستان به یک منطقه مرزی پاکستان (وزیرستان) که تلفات و زیان مالی به غیرنظامیان محل وارد ساخته بود واکنش سخت نشان داد و اخطار کرد که عبور از مرز و انجام عملیات نظامی در قلمرو پاکستان و یا تیراندازی از آن سوی مرز و همچنین حمله هوایی به هیچوجه قابل قبول نیست، این کار حاکمیت پاکستان را نقض می کند. ما از حاکمیت وطن دفاع خواهیم کرد؛ دفاع با پرداخت هرگونه بها.

         این اعلامیه ژنرال کیانی، اخطاری خلاف انتظار دولت آمریکا تلقی شده بود. این نخستین اخطار پاکستان به آمریکا از این دست در طول زمان بود که آمریکاییان انتظار شنیدنش را نداشتند.

    نوشیروان کیهانی زاده/سایت تاریخ ایرانیان در این روز

     

    شورش هرات بر ضد عرب، و به این مناسبت نگاهی کوتاه به تاریخچه این شهر

        14سپتامبر سال 661 میلادی، مردم هرات که خبر بازگشت پیروز پسر یزدگرد سوم آخرین شاه ایران از دودمان ساسانی را از چین به تخارستان (شمال شرق افغانستان امروز ـ همانجایی که احمدشاه مسعود در سپتامبر 2001 کشته شد) شنیده بودند بر ضد حکمران عرب خود سر به شورش برداشتند. «پیروز» که در طول سلطنت پدر، حکمران مناطقی چند در ایران خاوری بود؛ پس از قتل یزدگرد به چین رفته بود تا از امپراتور این کشور برای بیرون راندن اعراب کمک گیرد.

        هرات واقع در دره «هری رود» در زمان داریوش بزرگ به صورت شهر درآمد و از عمر آن دو هزار و پانصد و بیست و چند سال می گذرد. هرات همزمان با اصفهان گسترش یافت که اصفهان در 25 قرن پیش «اسپاندانا» نامیده می شد که بعدا سپاهان خوانده شد. مردم هرات در سال 330 پیش از میلاد در برابر سلطه اسکندر مقاومت شدید از خود نشان دادند و اسکندر پس از تصرف شهر، در آنجا دژی برای نظامیان خود ساخت که بقایای آن هنوز باقی است. هدف از ساختن این دژ، حفظ نظامیان از شورش احتمالی مردم شهر بود. هرات که چند بار هم پایتخت ایران و ولیعهد نشین آن شده بود در میان دسته نخست شهرهای ایران بود که اشکانیان آن را از سلطه اسکندریان آزاد کردند، کاری که یعقوب لیث صفار در سال 876 میلادی انجام داد و آن را از اعراب پس گرفت.

         هرات که به مهد فرهنگ و تمدن ایرانی و ادبیات فارسی شهرت یافته است در زمان هخامنشیان «آرتاکوآنا Artacoana» تلفظ می شد که بعدا این تلفظ به «هرویو Haroyu» تغییر یافت و مرکز ساتراپی آریا شد. هرات توسط چنگیز خان مغول و امیر تیمور گورکان (دو بار) کاملا ویران شد که جانشینان تیمور و به ویژه شاهرخ میرزا (میرزا = امیر زاده) خرابی های وارده را ترمیم کردند. هرات به مدت دو هزار سال مرکز اصلی مبادله کالا میان ایران، چین و هند بود.

        دولت لندن در نیمه دوم قرن 19 هرات را با توسل به زور از ایران جداکرد ولی قرارداد پاریس مبنی بر این جدایی مشروط است.

    نوشیروان کیهانی زاده/سایت تاریخ ایرانیان در این روز

     

    روزی که هارون الرشید خلیفه پنجم عباسیان شد

    چهاردهم سپتامبر سال 786 میلادی هارون الرشید و در آن زمان 23 ساله، در بغداد بر جای برادر خود الهادی که تنها یک سال بر سر کار بود نشست و خلیفه پنجم عباسیان شد. وی پسر المهدی خلیفه سوم عباسی بود.

        هارون که قبلا در ارتش، فرمانده سپاه بود با ارتش روم شرقی جنگیده و تا حاشیه قسطنطنیه (استانبول) پیش رفته بود. مورّخان، هارون را که 23 سال حکومت کرد و 24 مارس سال 809 در توس (خراسان) درگذشت، بزرگترین امپراتور جهان اسلام نوشته اند که بر منطقه ای از شمال آفریقا تا رود سند و آسیای میانه حکومت داشت و با شارلمانی رهبر غرب و نیز دربار امپراتوران چین مناسبات حسنه برقرار کرده بود. اقتدار و پیشرفت هارون نتیجه شایستگی وزیران و مدیران ایرانی اش به ویژه یحیی برمکی و پسر او جعفر بود که بعدا جعفر را کشت و یحیی و منسوبان او را به زندان افکند و ملت ایران را از خود رنجانید. نوشته اند که وی جعفر را دو شقّه کرد و هر شقه اش را در یک طرف پُل دجله آویزان ساخت که به مدت سه سال به همان صورت بود. جعفر شوهر خواهر او «عباسه» بود و هارون به این زن و شوهر تاکید کرده بود که نباید دارای فرزند شوند و آنان این دستور را رعایت نکرده بودند.

        در زمان هارون شهر بغداد به صورت بزرگترین شهر جهان درآمده بود.

         درباره هارون افسانه سرایی فراوان شده است از جمله این که شب ها با لباس مبدّل در کوچه و بازار پرسه می زد تا از درد دل مردم آگاه شود و کار خود را اصلاح کند. وی یک بار نیز به منظور ترساندن سوری ها که به وفاداری آنان تردید داشت، دربار خود را به آن سرزمین منتقل کرده بود. هارون شیعیان را در مدینه سرکوب کرد که برخی از آنان به مراکش مهاجرت کردند و علویان مراکش را تشکیل دادند که بعدا به قدرت دست یافتند.

        توجه هارون به شعراء و نویسندگان همه دیار و دادن کمک مالی به آنان سبب شد که درباره اش بنویسند و بسرایند و برایش شهرت جهانی به وجود آورند. درباره هارون و دربار او افسانه سرایی بسیار شده است از جمله داستان هزار و یک شب و در قرن 20؛ فیلم سینمایی علاء الدین و داستان «عباسه».

    نوشیروان کیهانی زاده/سایت تاریخ ایرانیان در این روز

     

     

    تکمیل استیلای روسیه بر همه قفقاز - معاهده سال 1829 روسیه و عثمانی و اجبار عثمانی به تایید متصرفات مسکو در قفقاز

    14 سپتامبر سال 1829 میلادی در پایان جنگ روسیه و عثمانی (ترکیه) که به شکست عثمانی انجامید، این دولت (عثمانی) با امضای معاهده ای از همه دعاوی خود در قفقاز جنوب غربی صرفنظر کرد. چون معاهده این دو دولت در شهر آدریانپول Adrianople (هادریانپولیس = ادرنه) امضاء شده بود به معاهده آدریانپول معروف شده است. روس ها که قبلا در دو جنگ با ایران، اراضی ماوراء ارس را تصرف کرده بودند به این ترتیب پس از امضای معاهده آدریانپول مالک بدون مدعی همه قفقاز (گرجستان، ارمنستان و ... جمعا 78 هزار مایل مربع) شدند که سلطه آنان تا 160 سال بعد ادامه یافت و اینک منحصر به قسمت شمالی قفقاز از جمله داغستان و چچن است. به نوشته برخی از مورخان، هدف تزار وقت روسیه از جنگ با عثمانی، عمدتا اجبار این دولت به تایید معاهدات خود با ایران معروف به «گلستان و ترکمنچای» و صحه گذاردن بر متصرفات مسکو در قفقاز بود. عثمانی از پیش از صفویه، چون خودرا جانشین روم شرقی می پنداشت مدعی برخی از نقاط قفقاز جنوب غربی (ایروان و مناطق اطراف آن) بود. زد و خوردهای روسیه با عثمانی که منجر به امضای قرارداد آدریانپول شد از 26 آوریل سال 1828 با اعلان جنگ روسیه به عثمانی آغاز شده بود. در آن سال قتل عام یونانیان توسط ترکان عثمانی این بهانه را به دولت روسیه داده بود که به نام حمایت از یونانیان هم مذهب خود با عثمانی وارد جنگ شود. نیروهای روسیه در هشتم ژوئن همین سال از دانوب گذشته و در 12 اکتبر "وارنا "را متصرف شده بودند. عثمانی ها پس از شکست های کولوچا kulevcha، سیلیستریا silistria و آدریانوپل، پیشنهاد ترک مخاصمه دادند و قرارداد پایان جنگ در 14 سپتامبر 1829 به امضاء رسید. طبق مواد دیگر همین قرارداد بود که مراد دوم سلطان عثمانی بر استقلال یونان صحه گذارد، و مولداوی (مولدوا) و "والاشیا"را هم به روسیه داد. دولت مسکو با امضای قرارداد 1829 آدریانوپل Adrianople نه تنها مالک بدون مدعی همه قفقاز شد بلکه امتیاز هایی هم از عثمانی برای صربستان و یونانی ها و عبور کشتی ها از تنگه های دریای سیاه گرفت که چهار سال بعد با معاهده «خونکار اسکله سی» عبور کشتی های کشورهای دیگر را از این تنگه ها محدود کرد که خشم فرانسه و انگلستان را برانگیخت.

    روسیه در جنگ اول خود با ایران که طولانی بود و به شکست ایران انجامید، طبق قرارداد گلستان که در حقیقت «سر گور اوزلی» سفیر (پارسی دان و شرقشناس) لندن آن را به فتحعلی شاه قاجار تحمیل کرد و در 24 اکتبر 1813 امضا شد همه گرجستان، آبخیزستان (آبخازیا)، داغستان، دربند، قره باغ، شکی، باکو، شیروان و قسمتی از طالش را از دست داد. حاکم تفلیس (نه همه گرجستان) به تصمیم خود در 1801 وابسته به روسیه شده بود زیرا که آغا محمد خان قاجار قبلا به تفلیس رفته و متمردین شهر را با خشونت تمام سرکوب کرده بود. باوجود این، دولت ایران تا امضای قرارداد گلستان، بر وابسته شدن تفلیس به مسکو صحه نگذارده بود. جنگ دوم روسیه با ایران که باز به شکست ایران انجامید با امضای معاهده ترکمنچای مورخ 21 فوریه 1828 پایان یافت و ایران طبق این معاهده هم ایروان، نخجوان، اردوباد و مغان را از دست داد و باردیگر مفاد قرارداد گلستان را نیز تایید کرد و قبول کرد که مبلغی هم به روسیه غرامت بپردازد و فعالیت کشتیرانی اش در دریای مازندران محدود شود. طبق این معاهده، روسیه حق «کاپیتولاسیون» نیز به دست آورد. آصف الدوله و میرزا ابوالحسن خان که از جانب ایران معاهده ترکمنچای را امضا کرده بودند در آن زمان متوجه محدودیت کشتیرانی و حق کاپیتولاسیون نشده بودند زیرا که معلومات و تجربه دیپلماتیک کافی نداشتند.

        تا زمان استیلای روسیه، منطقه ای که امروز جمهوری آذربایجان را تشکیل می دهد، خاک اصلی ایران و گرجستان و ارمنستان تحت الحمایه ایران بودند. روسها پس از تصرف موقت «دربند» قفقاز در سال 1727 چشم طمع از سایر نواحی این منطقه برنداشته بودند که با استفاده از قزاقهایی که به تزارها پناهنده شده بودند به دست اندازی در این ناحیه ادامه دادند (قزاق در لغت یعنی ماجراجو ).

         پس از فروپاشی شوروی که برجای امپراتوری روسیه نشسته بود، یکی از دو طرف قراردادهای گلستان و ترکمن چای، از میان رفته و دیگر وجود نداشت؛ با این که نخجوان از لحاظ جغرافیائی منطقه ای "جدا" است، بر خلاف پیش بینی های قبلی، از تهران صدایی و ادعایی به گوش نرسید!.

        جمعیت مناطقی که در 1829 در اختیار امپراتوری روسیه قرار گرفت در زمان فروپاشی شوروی (سال 1991) جمعا 17 میلیون نفر بود. یک غفلت گورباچف، نه تنها همه این تلاشهای دویست ساله مسکو را برباد داد بلکه دردسرهایی برای ورّاث خود (دولت کنونی روسیه) برجای گذارد که برطرف ساختنش آسان نیست و اگر موضوع سلاح اتمی و قدرت تخریبی آن درکار نبود بعید نبود که ماجرای هشتم آگوست 2008 و حمله نظامی گرجستان به اوستیای جنوبی، غرب و شرق را برسر گرجستان وارد جنگ می کرد.

    نوشیروان کیهانی زاده/سایت تاریخ ایرانیان در این روز

     

     

    درگذشت مشکوک نخستین رئیس الوزرا پس از مشروطیت

    در چنین روزی در سال 1286 در تهران اعلام شد که میرزا نصرالله مشیر الدوله 21 شهریور (دو روز پیش از آن) درگذشته است. مرگ میرزا نصرالله خان که به درستی معلوم نشده که هوادار استبداد بود یا مشروطه، ناگهانی و مشکوک اعلام و وعده رسیدگی در این زمینه داده شده بود.

        میرزا نصرالله خان نخستین رئیس الوزرا پس از مشروطیت ایران بود. وی قبل از مشروطیت هم به سمت رئیس الوزرایی دست یافته بود. پس از وی، میرزا علی اصغرخان اتابک به سمت رئیس الوزرایی تعیین شده بود.

    نوشیروان کیهانی زاده/سایت تاریخ ایرانیان در این روز

     

     

    کناره گیری مخبرالسلطنه از نخست وزیری به اشاره رضاشاه

    23 شهریور 1312 هجری اعلام شد که مهدی قلی هدایت (مخبرالسلطنه) از ریاست دولت کناری کرده و محمدعلی فروغی نخست وزیر ایران شده است. کناره گیری هدایت به خواست رضا شاه صورت گرفته بود. هدایت در نخستین کابینه پس از مشروطه شدن ایران وزیر تجارت بود.

         در کابینه هدایت، فروغی وزیر امور خارجه، حسن تقی زاده وزیر دارائی و علی اکبر داور وزیر دادگستری بودند. در زمان همین کابینه قانون تمدید قرارداد نفت با انگلستان تصویب، تیمورتاش به جرم اخذ رشوه به پنج سال زندان و دکتر لیندنبلات آلمانی مدیر بانک ملی به جرم دادن گزارش خلاف واقع به 18 ماه حبس محکوم شده بودند. اشاره رضاشاه به کناره گیری هدایت سه ماه پس از تصویب قرارداد نفت (پیش از آن که اعتبار قرارداد اولیه منقضی شود) صورت گرفته بود. تمدید قرارداد نفت موسوم به قانون سال 1933 از قوانین ننگین ایران بشمار می رود زیرا که به موجب آن، مدت و منطقه مشمول قرارداد افزایش یافته بود و از همان زمان رجال میهندوست در صدد برآمده بودند تا در فرصت مناسب (که 17 سال بعد دست داد) کل این قرارداد را ابطال و دست انگلیسی ها را از ایران کوتاه کنند.

    نوشیروان کیهانی زاده/سایت تاریخ ایرانیان در این روز

     

     

    بازداشت های ظاهری با هدف آرام کردن مردم، ولی ...

    23 شهریور 1357 (14 سپتامبر 1978 ) و در جریان انقلاب، منصور روحانی و فریدون مهدوی، دوتن از وزیران سابق، به اتهام سوء استفاده از قدرت و مقام خود بازداشت شدند. بعدا وزیران و مقامات دیگری ازجمله امیرعباس هویدا هم به پادگان جمشیدیه ویژه دژبانی ارتش فرستاده شدند، اما کسی جدّی بودن این عمل را باور نداشت و آن را یک بازی دولت وقت برای ساکت کردن مردم می دانست. یکی از اتهامات مهدوی اعمال نفوذ در انتخابات شوراها در مهرماه 1355 بود. در آن زمان مهدوی عملا گرداننده حزب رستاخیز بود. پس از پیروزی انقلاب، تنی چند از وزیران و مقاماتی که به این صورت، از فبل و اسما بازداشت بودند و نتوانسته بودند در دو روز 21 و 22 بهمن سال 1357 از پادگان دژبان فرار کنند به رای قاضی شرع ( شیخ صادق خلخالی) اعدام شدند.

    نوشیروان کیهانی زاده/سایت تاریخ ایرانیان در این روز

     

    سند تازه اثبات مالکیت جزایر 3گانه در خلیج فارس، به روایت روزنامه کیهان

    روزنامه کیهان چاپ تهران در صفحه دوم شماره 24 شهریور 1387 (14 سپتامبر 2008) خود در گزارشی از قول یک رادیو دولتی آمریکا و به نقل از "مجید تفرشی" پژوهشگر تاریخ در لندن چنین گزارش کرده بود:

        "وقتی من (مجید تفرشی) و دیگران برای دیدن اسناد سال 1972 (از طبقه بندی خارج شده دولت لندن) مراجعه کردیم، اعلام شد این اسناد حساس هستند و ممکن است انتشار آنها کفه را به نفع یکی از طرفین دعوا (ایران) سنگین کند. بنابراین، حداقل تا 10 سال (دیگر) آزاد نمی شوند!.".

        طبق همین گزارش کیهان، مجید تفرشی گفته است: " براساس این اسناد (اسناد مورد بحث، و برملاء شده دولت لندن) که (او) به تازگی رؤیت کرده نقشه ای دیده می شود که مساحان یا نقشه کش های انگلیسی در سال 1886 تهیه کرده و ملکه ویکتوریا توسط لردسالزبوری به ناصرالدین شاه هدیه داده بود. این نقشه کاملاً نشان از ایرانی بودن جزایر (سه گانه ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک) دارد. طبق اسناد، لردسالزبوری بعداً (پس از پشیمان شدن از دادن نقشه به ناصرالدین شاه) گفته بود اعطای این نقشه و بهره برداری ایران از آن به من یاد داد که هرگز به هیچ دولت خارجی نقشه هدیه نکنم.".

        وی (مجید تفرشی) در توضیح خود افزوده بود: "تا سال 1903 که نیروهای انگلیسی جزایر سه گانه را اشغال نکرده بودند، جزایر به مدت طولانی و به طور کامل در اختیار ایران بودند و ساکنان آنها هم از صفحات جنوبی ایران بوده اند. اما از آن سال جزیره ها از سوی انگلستان - در دوره ضعف دولت مظفرالدین شاه- اشغال شدند و تا سال 1971 در دست انگلیسی ها باقی مانده بودند.".

        انگلستان در دهه 1970 شرق سوئز و ازجمله خلیج فارس را ترک کرد.

    نوشیروان کیهانی زاده/سایت تاریخ ایرانیان در این روز

     

     

    نویسنده کتاب «همه مردان پادشاه»: دولتمردان «تاریخنگاران» را تنها بگذارند

    14 سپتامبر سال 1989 در نیمه شب (15 سپتامبر) «رابرت پن وارن Robert Penn Warren» داستان نگار آمریکایی، نقدنویس، روزنامه نگار و نویسنده داستان معروف «همه مردان پادشاه» در 84 سالگی درگذشت. وی که24 اپریل 1905 به دنیا آمده بود استاد ادبیات دانشگاههای ییل، لوئیزیانا و مینه سوتا بود. داستان «همه مردان پادشاه» که برنده جایزه نوبل سال 1947 شد درباره سیاستمداری به نام «ستارک» بود که پیش از انتخاب شدن، مردم تحت تاثیر شعارها و وعده هایش چشم امید به او دوخته بودند، ولی همینکه با آراء و کمک مردم به قدرت رسید، سیاستباز و مانند دیگران فاسد شد و منافع مردم را که قبلا آن همه دم از آن زده بود به فراموشی سپرد و حامی ثروتمداران شد و به این ترتیب آرزوی مردم را برباد داد و باعث سلب اعتماد آنان از هرچه دمکراسی شد و ....

        «وارن» مبتکر انتقادنگاری نوین (New Criticism) علاوه بر مجموعه شعر و داستانهای متعدد، تالیفات دیگر از جمله کتب درسی دارد. وی برای انتقاد ادبی (هرگونه نوشته از روزنامه تا کتاب و ...) مجله «ساوترن ریویو» را تاسیس کرد. در اینجا هدف او از بکارگیری واژه «ساوترن» این بود که مردم جنوب آمریکا خیلی رُک و راست حرف می زنند و به این صفت معروف هستند. این واژه در عنوان مجله نشاندهنده این بود که در نوشته های مجله ملاحظه کاری نخواهد بود.

        همه داستانهای ژن وارن که دوبار برنده جایزه پولیتزر (سال 1958 و سال 1979) شد زمینه تجربه انسانی دارد و پاره ای از انها تجربه های خود اورا منعکس می کند و نیز ضعف شخصیت برخی انسانها. وی کار داستان نویسی را از تجربه های خود شروع کرده بود.

        «وارن» در رساله ای درباره نگارش تاکید بر آن دارد که دولتمردان «تاریخ نگاران» را تنها بگذارند و در کار آنان مداخله نکنند تا نسلهای بعدی از واقعیات امروز آگاه شوند و پند و اندرز بگیرند و از همه مهمتر اشتباهات را تکرار نکنند. «پن وارن» در عین حال معتقد بود که جهان امروز دچار کمبود روزنامه نگار و تاریخنگار خوب است و تا این نقیصه رفع نشود نمی توان انتظار اصلاح داشت و اگر اصلاحات صورت نگیرد آنارکیسم در هرشکل آن بازگشت خواهد کرد.

    نوشیروان کیهانی زاده/سایت تاریخ ایرانیان در این روز

     

     

    روزی که ارتش ایالات متحده مکزیکو سیتی را تصرف کرد تا دولت مکزیک از دعاوی خود نسبت به چند ایالت آمریکا دست بردارد

    14 سپتامبر سال 1847 واحدهای ارتش آمریکا به فرماندهی ژنرال وینفیلد اسکات Winfield Scott مکزیکو سیتی پایتخت کشور مکزیک را به تصرف خود در آوردند تا این دولت که مقرّ خودرا به شهری دیگر منتقل ساخته بود مجبور شود از دعاوی اش نسبت به ایالات از دست داده واقع در شمال «ریو گرانده» و نیز کالیفرنیا، آریزونا، کلرادو، نوادا و یوتا دست بردارد.

        نیروهای آژنرال سکات در دو ستون جداگانه وارد مکزیک شده و ضمن چند زد و خورد ارتش مکزیک را شکست داده بودند. نزاع دو دولت از سال 1845 بر سر تکزاس آغاز شده بود که دولت واشنگتن آن را به عنوان یک ایالت عضو فدراسیون ضمیه قلمرو خود کرده بود. تکزاس در سال 1836 اعلام استقلال کرده و یک جمهوری شده بود که بعدا اکثریت تکزاسی ها در یک رفراندم رای به الحاق به اتحادیه ایالتها (ایالات متحده) دادند.

        طبق آمار منتشره در سال 2010، یک اقلیت چشمگیر مکزیکی تبار در تکزاس زندگی می کنند. برپایه همین آمار، بیش از 11 میلیون مکزیکی و لاتینو هم به صورت غیر قانونی در ایالات متحده بسر می برند.

    نوشیروان کیهانی زاده/سایت تاریخ ایرانیان در این روز

     

     

    پس از براندازی دولت مصدق، دولت آربنز گوسمان در گواتمالا به همان صورت برانداخته شد ـ نگاهی کوتاه به قضیه

    یاکوبو آربنز گوسمان Jacobo Arbenz Guzman رئیس جمهوری چپگرا ـ ناسیونالیست گواتمالا از 1951 تا 1954، که دولت او در 1954 با کودتایی شبیه ماجرای 28 امُرداد برانداخته شد در این روز (14 سپتامبر) در سال 1913 به دنیا آمده بود. آربنز 27 ژانویه 1971 در وان حمام اقامتگاهش در مکزیک، «مُرده» یافت شد و هنوز چگونگی درگذشت او روشن و یا اعلام نشده است.

        یاکوبو آربنز از پدر سویسی و مادر گواتمالایی در این کشور به دنیا آمده بود. وی پس از فراغت از تحصیل، در دانشکده افسری گواتمالا «تاریخ» و علوم انسانی تدریس می کرد که وارد سیاست شد.

        وی از دوران نوجوانی تمایلات سوسیال لیبرالیستی داشت و نوعی سوسیالیسم که اخلاقیات و ناسیونالیسم را از اصول خود داشته باشد. آربنز با این افکار و شعار ملی کردن کمپانی هایی که میوه گواتمالا و عمدتا موز، انبه و ... را ارزان صادر می کنند که نوعی استثمار است به ریاست جمهوری انتخاب شد و این کمپانی ها را که عمدتا آمریکایی بودند و میوه محصول گواتمالارا به ایالات متحده صادر می کردند ملی کرد ـ همان کاری که همزمان، مصدق در مورد نفت در ایران انجام داده بود.

        آربنز طبق وعده ای که پیش از انتخابات داده بود، تاسیس حزب و انتشار روزنامه را ـ بدون قید و شرط ـ آزاد و تشکیل اجتماعات و آزادی بیان را تضمین کرد. با این اقدام، گواتمالا دارای حزب کمونیست شد که انتقاد واشنگتن را به دنبال داشت که گواتمالا می خواهد متحد شوروی شود ـ آن هم نخستین متحد در قاره آمریکا. [هنوز انقلاب کوبا صورت نگرفته بود].

        به نوشته مورخان، آربنز از سرنوشت مصدق در آگوست 1953 که هشداری به او بود درس نگرفت تا از میان قوم مایا (بومیان گواتمالا و مکزیک) یک میلیشیای دهها هزارنفری تشکیل دهد تا در صورت وقوع کودتا دست به ایستادگی بزنند. وی گفته بود که به ارتش گواتمالا اعتماد دارد که به «رای» مردم احترام خواهد گذارد.

        براندازی گواتمالا به همان صورت رویداد 28 امُرداد ایران و با شرکت برخی از واحدهای ارتش (نه همه) و عوامل غیر نظامی متمایل به واشنگتن صورت گرفت به گونه ای که چند روز طول کشید (از 18 تا 27 ژوئن 1954) و هنگامی به هدف رسید که آربنز به سفارت مکزیک رفت و پناهنده این کشور شد. مورخان متفق القول نوشته اند که طراح نقشه براندازی، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا «سیا» بود. در ایران سیا به سازمانهای جاسوسی انگلستان و عوامل داخلی آنان کمک کرده بود ولی در گواتمالا، عوامل لندن در کار نبودند. این مورخان تعجب کرده اند که در جریان کودتا، چرا احزاب چپ به کمک آربنز و نظامیان هوادار او نشتافتند. در ایران نیز در جریان براندازی، حزب توده با آن سازمان نظامی اش به حمایت از مصدق مداخله نکرد و دیدیم که بعدا چگونه متلاشی شد و بسیاری از افسران آن تیرباران شدند.

        آربنز پس از این براندازی، با خانواده اش آواره این کشور و آن کشور شد و 17 سال زندگی آوارگان را داشت تا سرانجام تصمیم گرفت به مکزیک بازگردد که 27 ژانویه 1971 دخترش اورا در وان حمام مرده یافت! و ....

        پس از براندازی دولت آربنز تا دهها سال دیکتاتورها بر گواتمالا حکومت می کردند که دمکراسی به این کشور بازگشت کرد و همزمان چپ ها به آمریکای لاتین. همه آنان که درباره آربنز کتاب نوشته اند با تاکید ثابت کرده اند که او کمونیست نبود و نظام حکومتی شوروی را نوعی دیکتاتوری می دانست که محکوم به فروپاشی است، عقاید او نزدیک به مصدق بود.

    نوشیروان کیهانی زاده/سایت تاریخ ایرانیان در این روز

     

     

    لونیک- 2 نخستین ماهواره ای که برماه فرود آمد

    14 سپتامبر سال 1959 دانشمندان شوروی نخستین ماهواره ساخت دست بشر به نام Lunik -2 را در کره ماه فرود آوردند.

        این ماهواره دو سال پس قرار گرفتن نخستین انسان (گارگارین - سرگرد شوروی) در مدار زمین، درماه نشست. ده سال بعد (بیستم جولای 1969) دانشمندان آمریکا انسان در کره ماه پیاده کردند.

        شوروی همچنین نخستین کشوری بود که موشک قاره پیما ساخت، ولی پس از فروپاشی این اتحادیه دیگر نامی از آن همه پیشرفت علمی ـ نظامی درمیان نیست و صدای چندانی از مسکو که روزگاری ابرقدرت بود بر نمی آید!.

    نوشیروان کیهانی زاده/سایت تاریخ ایرانیان در این روز

     

    روزی «گریس کلی» در حادثه رانندگی جان داد

    «گریس کلی» بازیگر فیلمهای هالیودد که با پادشاه کشور بسیارکوچک، اما ثروتمند موناکو ازدواج کرده بود 14 سپتامبر 1982 در یک حادثه رانندگی در این منطقه کشته شد. برخی به این حادثه به چشم سوء ظن نگاه کرده اند. درآمد موناکو که در داخل فرانسه قرار گرفته از قمارخانه هایش است.

         گریس کلی که پس از ازدواج، عنوان پرنسس به دست آورده بود از علائق سینمایی دست نکشید و عضو هیات مدیره کمپانی های فیلم سینمایی ازجمله فاکس قرن 21 بود.

    نوشیروان کیهانی زاده/سایت تاریخ ایرانیان در این روز

     

    ترور بشیر جمایل رئیس جمهوری منتخب لبنان

    14 سپتامبر سال 1982 بشیر جمایل رئیس جمهور منتخب لبنان بر اثر انفجار بمب کشته شد. این بمب در ساختمان حزب الکتائب (فالانژ) لبنان کار گذارده شده بود. در این انفجار 26 تن کشته شدند. با کشته شدن بشیر که یک مسیحی مارونی بود بحران این کشور که از 1975 آغاز شده بود شدت بیشتری یافته بود. بشیر پسر پیِر جمایل و موسس حزب الکتائب در 1936 در جریان جنگ داخلی 15 ساله لبنان (1975 - 1990)، 23 آگوست 1982 بریاست جمهور این کشور که طبق قانون اساسی اش باید یک مسیحی مارونی باشد انتخاب شده بود ولی هنوز دوره ریاست جمهوری خودرا آغاز نکرده بود که کشته شد.

        بشیر که در دالاس تکزاس (آمریکا) درس حقوق خوانده بود دهم نوامبر 1947 به دنیا آمده بود و هنگام مرگ 37 ساله و پدر سه کودک بود.

        حزب الکتائب رونوشتی از حزب فالانژ اسپانیا (ژنرال فرانکو) و حزب فاشیست ایتالیا (دوران موسولینی) و نیمه سیاسی ـ نیمه نظامی و یک حزب ناسیونالیسی مارونی ـ فنیقی است. کتائب به معنای گردان سربازان است.

    نوشیروان کیهانی زاده/سایت تاریخ ایرانیان در این روز

     

     

    زمانی که قذافی تصمیم به کناره گیری لیبی از اتحادیه عرب گرفت

    معمر قذافی (مقتول در سال 2011) که از دیرباز از کم کاری و ضعف اتحادیه عرب (مرکب از 22 عضو) خسته شده بود با استفاده از فرصتی که مصوبه وقت این اتحادیه برایش فراهم آورده 13 سپتامبر 2003 اعلام داشت که مردم لیبی باید در یک رفراندم در زمینه خروج از این اتحادیه نظر دهند.

        وی از 14 سپتامبر سرگرم تبلیغ برای جلب نظر لیبیایی ها مبنی بر کناره گیری لیبی از عضویت اتحادیه عرب شده بود. هفته پیش از آن، اتحادیه عرب موافقت کرده بود که کرسی عراق در این اتحادیه به شورای حکومتی موقت عراق که از سوی آمریکا منصوب شده بود داده شود که به منزله صحه گذاردن بر اشغال نظامی عراق تلقی شده بود.

        همین اتحادیه عرب در جریان رویدادهای لیبی برضد قذافی وارد عمل شد و مداخله نظامی ناتو به حمایت از مخالفان مسلح قذافی را تایید کرد.

    نوشیروان کیهانی زاده/سایت تاریخ ایرانیان در این روز

     

    غفلت یک کارگر دو میلیون نفر را به زحمت افکند!

    قطع برق در منطقه ای از شهر لس آنجلس که 12 سپتامبر 2005 اتفاق افتاد و دو میلیون تن از مردم را به زحمت انداخت، در آسانسورها محبوس ساخت، کامپیوترها و سایر فعالیت ها را متوقف ساخت، دو روز بعد (14 سپتامبر) نتیجه غفلت یک کارگر که اشتباها یک سیم را قطع کرده بود اعلام شد.

        این حادثه نشان داد که در جهان تکنولوژیک امروز، دقّت افراد هم باید زیاد باشد و نباید انجام هر کاری را به هرکس سپرد.

    نوشیروان کیهانی زاده/سایت تاریخ ایرانیان در این روز

     

    برخی دیگر از رویدادهای 14 سپتامبر

    908:   اعراب مسلمان تصرف سرزمین سومالی واقع در آفریقای شرقی را تکمیل کردند. واژه «سومالی» به معنای سرزمین شیر (شیر نوشیدنی) است.

    1521:   در این روز اعلام شد که دولت پرتغال با یافتن راههای دریایی و تصرف سرزمین های دوردست و دست یافتن بر طلای گینه و صدور شکر و ادویه و سایر کالای این دیار به اروپا، ثروتمندترین کشور این قاره شده است. گام بعدی پرتغال صدور برده از آفریقا به قاره غربی (آمریکا) و فروش آنان به اروپاییان مهاجر به این قاره بود که مسائل ویژه خود را به دنبال داشته است. برتری اروپا را «توپ و تفنگ» میسر ساخت. در پی انتشار خاطرات مارکو پولو که سال ها در چین زندگی کرده بود و ساخت باروت در این سرزمین را که برای آتشبازی در مراسم بکار می رفت فراگرفته بود، اروپاییان توپ و تفنگ ساختند و با شماری کم افراد مسلح دست به تصرف و استعمار سرزمین های دیگر زدند. روش ساخت قطب نما را هم مارکو پولو در چین فرا گرفته بود که در بازگشت به اروپا، اروپاییان با کمک قطب نما توانستند در دریاهای دور دست و عمیق و به دور از سواحل، کشتیرانی کنند و راههای دریایی را بیابند. طرز ساخت کاغد را هم مارکو پولو در چین یاد گرفت و به اروپاییان یاد داد تا کتاب بنویسند و کتاب های یونان باستان را ترجمه و منتشر کنند که رُنسانس پدید آمد.

    1752:   انگلستان تقویم پاپ گریگوری را پذیرفت و دوم سپتامبر را به چهاردهم این ماه تبدیل کرد.

    1812:   در این روز یکانهای نظامی ناپلئون بناپارت وارد مسکو شدند که از سوی ساکنان آن و ارتش روسیه آتش زده شده بود. با وجود این، ناپلئون تا ماه بعد در مسکو ماند. مسکو دو روز پیش از ورود نظامیان ناپلئون آتش زده شده بود تا افراد نیروی مهاجم دچار مشکلات آذوقه و عَلیق شوند و شهر را تَرک کنند.

    1901:   در پی ترور «ویلیام مک کینلی» رئیس جمهوری وقت آمریکا، در این روز معاون او تئودور روزولت برجایش نشست که روزنامه ها او را «هارون الروزولت ـ مشابه هارون الرشید» لقب داده بودند و سیاست های او بود که قلمرو دولت فدرال آمریکا را تا فیلیپین، گوام و پورتوریکو گسترش داد و به قول برخی از مورخین، با اجرای اندیشه های تئودور روزولت (هلندی تبار) بود که امپریالیسم آمریکا به وجود آمد.

       

       

    1917:   برجستگان وقت روسیه تزاری با هدف پیشگیری از یک انقلاب بزرگ توده ها (بُلشِویکی)، نظام حکومتی آن کشور را که قرنها سلطنتی بود «جمهوری» کردند، ولی این اقدام آنان هم مانع از وقوع انقلاب نشد.

    203:   سوئدی ها در یک رفراندم، یورو را به عنوان پول ملی خود رد کردند و با این عمل، احترام به تاریخ خود و وفاداری به گذشته را ثابت کردند.

    2005:   در دومین هفته سپتامبر 2005، در جمهوری اسلامی ایران بهای سکه طلا (بهار آزادی ـ طرح جدید) به رغم افزایش درآمد ایران از صدور نفت (در آن زمان) رو به افزایش گذارده بود و میزان افزایش، باوجود این که نه ایام عید در پیش بود و نه مراسم دیگر، چشمگیر بود. در آن روزها هیچیک از روزنامه های تهران در این زمینه تفسیر و خبر مشروح با ذکر دلیل ننوشته بود، چرا؟!.

     

     

     

     

     

       

     

     

     

     



    امروز در تاریخ
    شماره مطلب: 4567
    دفعات دیده شده: 18 | آخرین مشاهده: 23 ساعت پیش