فراخوانی ...
انجمن ایرانی تاریخ
نقد ابوریحان به فلسفه مشاء مردم شناسی که به دنبال ترویج تسامح بود چاپ RSS
  • نقد ابوریحان به فلسفه مشاء
مردم شناسی که به دنبال ترویج تسامح بود نقد ابوریحان به فلسفه مشاء
    مردم شناسی که به دنبال ترویج تسامح بود

    سه‌شنبه 14 شهریور 1396 ساعت 11:33

    انتقادات ابوریحان بیرونی به ارسطو که در نامه هایی که او به ابن سینا نوشته، آمده است، یکی از شدیدترین انتقاداتی است که از فلسفه مشائی شده است.

    انجمن ایرانی تاریخ به نقل از مهر گزارش می دهد؛ ۱۳ شهریورماه روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی بود. علاقه مندان به علم و فرهنگ تا حدودی ابوریحان بیرونی را می شناسند، وی از بزرگترین دانشمندان  ایرانی سده چهارم و پنجم هجری است که در علوم مختلف زمان خود استاد بوده است. او ریاضی دان، ستاره شناس، تقویم شناس، انسان شناس، هندشناس، مردم شناس و ... است. مهمترین آثار او التفهیم در ریاضیات و نجوم، آثار الباقیه در تاریخ و جغرافیا، قانون مسعودی که نوعی دانشنامه است و کتاب تحقیق ماللهند که درباره اوضاع هند از نظر تاریخ و جغرافیا تا عادت و رسوم و طبقات اجتماعی مردم آن است. بیرونی هم دوره ابن سینا، پزشک و فیلسوف بزرگ ایرانی است و این دو اندیشمند با هم دیدار و مکاتبه داشتند.

    فعالیت های ابوریحان بیرونی در علوم تجربی

    وی به زبانهای خوارزمی، فارسی، عربی و سانسکریت مسلط بود و با زبانهای یونانی باستان، عبری توراتی و سریانی آشنایی داشت. روش ابوریحان در تحقیق مطالب علمی به حدی دقیق و گفتارهایش تا به درجه ای موثق است است که هیچ گاه ارزش علمی خود از دست نخواهد داد. بیرونی در زمینه علوم تجربی کارهای فوق العاده ای انجام داده است، یکی از مهمترین این کارها محاسبه شعاع زمین است. بیرونی در کتاب «الاسطرلاب» روشی برای محاسبهٔ شعاع زمین ارائه می کند (به وسیلهٔ افتِ افق وقتی از ارتفاعات به افق نگاه می کنیم). اندازه گیریِ او یک درجهٔ سطح زمین را ۵۸ میل به دست آورده است که با توجه به اینکه هر میل عربی ۱۹۷۳٫۳ متر است، شعاعِ زمین ۶۵۶۰ کیلومتر (بر حسبِ واحدهایِ امروزی) به دست می آید که تا حدِ خوبی به مقدارِ صحیحِ آن نزدیک است.

    اندیشه های فلسفی ابوریحان

    ابوریحان دقت و اصابت نظر خود را مدیون مطالعات فلسفی خویش است، گرچه از نوشته های فلسفی او چیزی باقی نمانده است، اما شکی نیست که بیرونی فلسفه را بسیار خوب آموخته و با اصطلاحات و تفکر فلسفه آشنا بوده است. او به خصوص با فلاسفه مخالف مکتب مشاء مانند محمد بن زکریای رازی آشنایی کامل دارد و به قول خودش چهل سال در جستجوی سرالاسرار رازی گذرانیده است تا بالاخره نسخه ای از آن را به دست آورده و مورد مطالعه قرار داد و رساله ای هم در اشتباهات آن نوشته است.

    بیرونی در فلسفه پیرو روش متعارف عهد خویش یعنی آن روشی که به وسیله کندی و فارابی و نظایر آنان بنیان نهاده شده بود نیست، بلکه به عقاید خاص و روش جداگانه و شکوک و ایرادات خود بر ارسطو و پیروان او ممتاز است.

    بیرونی برای انتقاد بر نظریات ارسطو از کتب آسمانی و براهین عقلی و مشاهده طبیعت سود جست. او در عین حال که برای ارسطو کمال احترام را قائل بود، وی را بر کنار از خطا و لغزش نمی دانست و به آن دسته از پیروانش که معلم اول را از خطا و لغزش بر کنار می دانستند، حمله می کرد و می گفت: اینان با عمل خود از مقام ارسطو کاسته اند.

    انتقاد بیرونی از ارسطو در زمینه های جهان شناسی و نیز طبیعیات و همچنین به مسائلی است که از اصول فلسفه مشائی محسوب می شود. این انتقادات که یکی از شدیدترین انتقاداتی است که از فلسفه مشائی شده در نامه هایی که ابوریحان به ابن سینا نوشته آمده است. هدف ابوریحان بیرونی از پرداختن به علوم آشکار ساختن حقایق دینی و انطباق بین علم و دین بود.(هنری توماس، بزرگان فلسفه، فریدون بدره ای، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۲ چاپ چهارم)

    نظر استاد دانشگاه کمبریج درباره ابوریحان

    آمارتیا سن ـ اقتصاددان هندی الاصل انگلستان و استاد دانشگاه کمبریج و هاروارد، برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۸ ـ در کتاب توسعه به مثابه آزادی و توهم و خشونت در مورد فرهنگ و تمدن آسیایی خصوصا هندی و اسلامی صحبت می کند و در این کتابها به ابوریحان بیرونی ارجاع می دهد.

    وی در بخشهایی از کتاب توسعه به مثابه آزادی وقتی که در مورد تمدن اسلامی صحبت می کند، می نویسد: به خاطر تجربه تخاصمات سیاسی نبردهای سیاسی معاصر به خصوص در خاورمیانه، تمدن اسلامی اغلب به صورت تمدنی که اساسا فاقد مدارا است و نسبت به آزادی فردی موضع خصمانه ای دارد تصویر شده است، اما وجود گوناگونی و تنوع درون یک سنت در مورد اسلام هم کاملا صدق می کند. در هند، اکبرخان و مغولهای دیگر نمونه های خوبی از نظریه و عمل مدارای سیاسسی و مذهبی ارائه کردند. اکبرخان که بین ۱۵۵۶ تا ۱۶۰۵ حکومت می کرد بر پذیرش اشکال مختلف رفتار اجتماعی و دینی تأکید می ورزید و انواع مختلف حقوق بشر از جمله آزادی عبادت و مناسک دینی را پذیرفته بود که در بخشهایی از اروپا به سادگی مورد مدارا و تسامح قرار نمی گرفتند. نمونه های مشابه دیگری را هم می توان در دیگر بخشهای فرهنگ اسلامی یافت. سلاطین ترک اغلب تسامح بیشتری از معاصرین اروپایی خود داشتند. نمونه های فراوانی از این مورد را می توان در مصر و بغداد نیز یافت. در واقع محقق بزرگ یهود ابن میمون، در قرن دوازدهم مجبور به فرار از اروپای فاقد مدارا و از آزار یهودی ها به امنیت قاهره با تسامح و ادب و قیومیت سلطان صلاح الدین شد.

    وی در ادامه این بحث از ابوریحان ایرانی به عنوان کسی که عمده عمر خود را صرف اعتلای درک متقابل و تسامح کرد نام می برد و می افزاید: بیرونی، ریاضیدان ایرانی که اولین کتاب عمومی درباره هند را در اوائل قرن یازدهم نوشت(به جز ترجمه رسالات ریاضی هند به عربی) از جمله نظریه پردازان مردم شناسی در جهان بود. او متذکر واقعیت تحقیر اتباع بیگانه شد و نسبت به این واقعیت که «تخفیف خارجی ها ... بین همه ملل نسبت به هم امری متداول است» اعتراض کرد. او عمده عُمر خود را در دنیای قرن یازدهم صرف اعتلای درک متقابل و تسامح کرد.(آمارتیا سن، توسعه به مثابه آزادی، حسین راغفر، انتشارات کویر، ۱۳۸۱)



    گزارش و مصاحبه
    شماره مطلب: 4546
    دفعات دیده شده: 42 | آخرین مشاهده: 3 روز پیش