فراخوانی ...

انجمن ایرانی تاریخ
آکادمیسین های رده بالا برای پولدار شدن نیازی به گرفتن نوبل ندارند نسخه چاپی RSS
  • آکادمیسین های رده بالا برای پولدار شدن نیازی به گرفتن نوبل ندارند آکادمیسین های رده بالا برای پولدار شدن نیازی به گرفتن نوبل ندارند
    یکشنبه 5 شهریور 1396 ساعت 11:34

    برای اساتید علوم انسانی رنجیده که همتایان علمی خود را در نقطۀ مقابل خود می بینند که چگونه با جایزۀ نوبل به میلیونرهای یک شبه تبدیل می شوند و به شهرت جهانی می رسند، تنها یک دلیل برای خوشحالی وجود دارد: اینکه یک فیلسوف جایزه ای به ارزش ۱ میلیون دلار را به دست آورده که بیشتر از ارزش معمول جایزۀ نوبل (حدود ۹۳۰ هزار دلار) است.

    انجمن ایرانی تاریخ به نقل از فرهنگ امروز/ جان داگدل/ ترجمه بهزاد رَوَن گزارش می دهد؛ برای اساتید علوم انسانی رنجیده که همتایان علمی خود را در نقطۀ مقابل خود می بینند که چگونه با جایزۀ نوبل به میلیونرهای یک شبه تبدیل می شوند و به شهرت جهانی می رسند، تنها یک دلیل برای خوشحالی وجود دارد: اینکه یک فیلسوف جایزه ای به ارزش ۱ میلیون دلار را به دست آورده که بیشتر از ارزش معمول جایزۀ نوبل (حدود ۹۳۰ هزار دلار) است.

    چارلز تیلور کانادایی در دهۀ هشتم زندگی خود (هم اکنون در دانشگاه مک گیل تدریس می کند و پیش تر در دانشگاه آکسفورد تدریس می کرد) که شاید بیشتر با کتاب های «منشأ خویشتن» و «یک عصر سکولار» شناخته شده است، جایزۀ افتتاحیۀ مؤسسۀ بِرگروئِن را برای ایدۀ «شکل دهی خودادراکی انسان و ترقی بشریت» دریافت کرد. نیویورک تایمز طی لیستی آمار شگفت آوری از ارزش پولی کل عایدی تیلور در طول حیاتش ارائه می دهد که حدود ۵/۴ میلیون دلار آن فقط از جایزه بوده است؛ این رقم وی را در رتبۀ ۲۹۲ گلف قرار می دهد؛ اما این مسئلۀ ایدۀ وابستگی سنتی و وقف کردن خود در شرایط سخت برای تفکر در تنهایی را به چالش می کشد.

    زمانی که آلفرد نوبل مهندس شیمی و تاجر، جایزۀ خود را بر اساس خواستۀ خود بنیان نهاد، هیچ رشتۀ علوم انسانی شامل آن جایزه نمی شد. ادبیات و صلح ازجمله رشته های غیرعلوم پایه ای بودند که مشمول جایزۀ غیرآکادمیک شدند (جایزۀ اقتصاد تا سال ۱۹۶۰ تعریف نشده بود). این سرپیچی موجب شد شانس نویسندگان غیرداستانی برای بردن جایزۀ شمارۀ یک جهان افزایش یابد، همچنین شکافی ایجاد کرد که انسان های خیراندیش و پایه گذار برای پر کردن آن حرکت کنند و روز اهدای جوایز تماشایی را برای نخبگان فکری چون تیلور امکان پذیر سازد.

    در زمرۀ جوایز مشابه، جایزۀ کیوتوی ژاپن است که در رستۀ تفکر و اخلاق جای می گیرد و ۵۰ میلیون ین (حدود ۴۸۰ هزار دلار) ارزش دارد؛ در سال جاری مارتا نوسبام و پیش تر یورگن هابرماس و پل ریکور از برندگان آن بودند. همچنین جایزۀ ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار یورویی بریتانیایی به نام جایزۀ تمپلتون برای «اثبات ابعاد زندگی معنوی» از دیگر جوایز مشابه و رقیب نوبل است که اخیراً افرادی چون مارتین رس و جاناتان ساکس مدعی آن بودند(وی جایزۀ اراسموس یا رالف شاک را به دست نیاورد، غول های فلسفه چون دنیل دنت و درک پارفی به ترتیب کسانی بودند که این جایزه را بردند؛ اما ممکن است آن ها احساس کنند که جایزۀ ۱۷۰ هزار دلاری و ۲۸۰ هزار دلاری برای آن ها ناچیز باشد).

    در دوران حیات جوایز، فرصت های سودآوری برای رشته هایی چون تاریخ، جامعه شناسی، انسان شناسی، مطالعات فرهنگی و حتی ادبیات باز بوده است، به مانند جایزۀ سالانۀ نروژ موسوم به هولبرگ که ارزشی حدود ۵۶۰ هزار دلار دارد که عمدتاً به رشته های هنر و علوم انسانی تعلق می گیرد؛ مایکل کوک در سال ۲۰۱۴ برندۀ این جایزه شد، مارینا وارنر در سال ۲۰۱۵ این جایزه را مال خود کرد و همچنین استفان گرین بلات در سال ۲۰۱۶ برندۀ این جایزه شد. همچنین جایزه ۵/۱ میلیون دلاری کلوگا برای علوم انسانی و علوم اجتماعی اختصاص دارد که تیلور و هابرماس به اشتراک صاحب آن شدند.

    درحالی که نام های بالا به این مسئله اشاره دارد که هرکس زیر ۷۰ سال باشد شرایط لازم نوبل را ندارد، اما در واقع چک های معتبر بیشتر به کسانی می رسد که در اواسط پیشرفت کاری خود هستند، به ویژه جایزۀ ۵/۱ میلیون دلاری مِلون که بیشتر از ۳ سال است که لقب گران بهاترین جایزۀ علوم انسانی را دارد. برندگان این جایزه افرادی چون جودیت باتلر و استاد ادبیات اریک ساندکوئست هستند. در قیاسی منصفانه نکتۀ مثبت جایزۀ مک آرتور نابغه (که حدود ۶۲۵ هزار دلار است) این است که معمولاً برندگان آن از انواع توانای خلاق و تفکر مستقل برخوردار هستند، اما در این ۳۰ سال میان ۳۰ گروه از برندگان آن ها ۱۴ برنده با پست آکادمیک داشتند که یک زبان شناس و یک مورخ هنر هم میان آن ها بود؛ آن ها به مانند گروه ستاره های غیرداستانی قدیمی که از شانس خوشحالی و ثروتمند شدن در استکهلم محروم شدند، حق داشتند که بپرسند: چه کسی به جایزۀ نوبل نیاز دارد؟

    گاردین



    مقاله
    شماره مطلب: 4527
    دفعات دیده شده: 94 | آخرین مشاهده: 7 ساعت پیش