فراخوانی ...

انجمن ایرانی تاریخ
آهسته قدم بردار که مبادا خشت های بلقیس را بیازاری نسخه چاپی RSS
  • آهسته قدم بردار که مبادا خشت های بلقیس را بیازاری آهسته قدم بردار که مبادا خشت های بلقیس را بیازاری
    سه‌شنبه 10 مرداد 1396 ساعت 10:27

    محدوده شهر تاریخی بلقیس که درواقع اسفراین کهن محسوب می شود قدمتی حدود چهار هزار سال دارد و در سه کیلومتری جنوب غرب شهر کنونی اسفراین قرارگرفته ۱۸۰ هکتار وسعت دارد، در این منطقه در طول قرن ها همواره مردمی زیسته و تمدن آفریده اند و سپس با هجوم و تجاوز اقوام مختلف تخریب شده و بار دیگر از درون خاکسترهای جنگ و نفرت جوانه شهری جدید سر برآورده است.


    امروز برای بازدید ازشهرتاریخی بلقیس که گفته میشود محل قدیم اسفراین است رهسپار شدم نام اسفراین را فقط درمنابع دیده بودم و این اولین بار است که برای بازدید ازاین شهر کوله بارم را بسته ام. چندسال قبل که مشغول نوشتن مقاله ای تحت عنوان نقش مهاجرین خراسان بزرگ درحفظ فرهنگ ایرانی آسیای صغیر بودم با نام مشاهیر و عارفان وعالمان زیادی برخورد کردم که بعد ازحمله مغول به آناتولی مهاجرت کردند و دنباله اسامیشان نشان دهنده وابستگیشان به اسفراین بود( 1)

     برای اینکه بدانم چرا شهر اسفراین قدیم درحال حاضر بلقیس نامیده میشود درطول مسیر نام اسفراین را با گوشی همراهم سرچ میکنم. یکی از ولایت های ربع نیشابور خراسان بزرگ، که در مسیر جاده نیشابور به جرجان قرار داشته و دارای موقعیت ارتباطی خوبی بوده  است. (2)

    بیهقی نام اسفراین را«اسپرآئین» خوانده و آن را مرکب از «اسپر» به معنای سپر و «آئین» به معنای راه و روش دانسته است. (3) درمیان منابع  وتصاویری که میبینم تصویر یک سکه نظرم را جلب میکند. این سکه مربوط به زمان فرمانروایی ارغون بوده که در شهر اسفراین وبه سال 684 هجری ضرب شده است. به نظرم سند موثقی است برای نام این شهر.از راهنمایی که با من همراه شده است درباره وجه تسمیه بلقیس میپرسم میگوید برای اولین بار کلنل ییت در سفرنامه خود از شهر بلقیس یاد کرده و می نویسد:‹‹ ...اینکه چطور نام شهر بلقیس که شنیدم به آن شهر سبا هم می گفتند به این محوطه اطلاق شده را نمی دانم. من هرگز نشنیده ام که بگویند ملکه سبا از خراسان آمده باشد. باوجود این، در بین ملت هایی که می شناسم ایرانیان زنده ترین تخیلات را دارند و حتی ممکن است این هم از خیالپردازی های آنها باشد" (4) به نظر می رسد این اسم گذاری ها در دوره قاجار در سراسر ایران رواج داشته و نام هایی مانند تخت کیکاووس، تخت سلیمان، شهر دقیانوس، نقش رستم و… نمونه ای از این نام گذاری ها می باشد که احتمالا جویندگان و قاچاقچیان عتیقه و اشیا تاریخی به دلیل گنجینه ها و دفینه های فراوانی که از این محلها به دست آمده به آنها داده اند.

     پیاده که می شوم اولین چیزی که میبینم ارگ بزرگی است که آثار مرمت آن مشهود است چقدر مرا یاد ارگ بم می اندازد. نگاهی به اطراف می اندازم حصار شهر را در دوردست میتوانم تشخیص دهم وسعت زیادی است طبق گفته راهنما بالغ بر 180 هکتار... یک یا دوسایت باستان شناسی راهم میبینم گویا این منطقه وسیعی از شارستان بوده که شامل بخشهای مهمی مانند تپه منار، بازار، کارگاههای صنعتی وگورستان و....میشده. مقبره شیخ آذری اسفراینی متوفی به سال 748 ه.ق که پدرش از طرف سربداران حاکم اسفراین بوده نیز از دور پیداست. اما آنچه که بیشتر توجهم را جلب میکند اراضی کشاورزی وگوسفندان درحال چرا دراین محوطه تاریخی هستند.تازه میفهمم که چرا برخلاف عکسی که اشمیت در 1937 از شهر گرفته از 70 برج دفاعی شهر که چهار دروازه درچهارجهت اصلی داشته و در نقشه پی ام.ایکس درسال 1911 دست کم یکی از دروازه ها مشخص میباشد امروز هیچ اثری نیست. سرم را به علامت تاسف تکان میدهم وبرتعداد قدم هایم به سمت ارگ می افزایم. بقایای خندقی که دور تا دور ارگ  وجود داشته پیداست هیچ بازدید کننده ای را نمیبینم ظاهرا بدلیل فصل هشتم کاوشها اجازه بازدید عمومی وجود ندارد ولی خوشبختانه برای اینکه  ازقبل با میراث فرهنگی هماهنگ شده میتوانم وارد ارگ شوم آنچه که میبینم خیلی زود مرا متوجه تفاوت اینجا با ارگ بم میکند فضای داخلی قلعه براثرحفاریهای قاچاق مظطرب شده و از این ارگ بزرگ که زمانی دارای فضاهای معماری بوده تنها برج وبارو وخاکریزهای اطراف ان باقی مانده است.

     استحکامات دفاعی قلعه از منظر مهندسی بی نظیر است. بلافاصله تاریخ حملات به خراسان رابا خود مرور میکنم، غزها، مغولان، حملات تیمور، ازبکان،و افاغنه درابتدای حکومت نادر شاه همگی از پیش چشمانم میگذرند.بارها وبارها این قلعه علیرغم مقاومت سقوط نموده است.ولی همچنان پابرجاست باید تاریخ خوانده باشی که شکوهش را درک کنی که عزیزش بداری که قدم آهسته برداری مبادا باعث آزار خشتهایی شوی که نشان ازروزگاران گذشته مردم سرزمینت دارند. درحالیکه بازمیگردم با خود زمزمه میکنم:


    براین شهر تو بینی ویرانه ها                بهم بافته کوچه وخانه ها

    که باشند زدور کهن یادگار                  بناهای ویران دوصد ازهزار


    منابع

    1. این مقاله پاییز سال 90در فصلنامه علمی پژوهشی خراسان بزرگ وابسته به دانشگاه بین المللی امام رضا(ع) به چاپ رسیده است

      2. ابوعبدالله حاکم نیشابوری. تاریخ نیشابور. ترجمهٔ محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، با مقدمه و تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی. تهران: آگه، 1375. ص216.

      3. تاریخ بیهقی، تصحیح ادیب نیشابوری ،1305 هجری قمری، صص558 و 456

     4 . ییت، کلنل چارلزادوارد، سفرنامه سیستان و خراسان، ترجمه قدرت الله روشنی زعفرانلو – مهرداد رهبری، انتشارات یزدان:تهران، 1365.ص 354.


     فاطمه تقوایی- دکتری تاریخ ایران دوره اسلامی



    خبر
    شماره مطلب: 4430
    دفعات دیده شده: 64 | آخرین مشاهده: 3 روز پیش