فراخوانی ...

انجمن ایرانی تاریخ
گزارش نشست "تحولات ایران شناسی در فرانسه" نسخه چاپی RSS
  • گزارش نشست گزارش نشست "تحولات ایران شناسی در فرانسه"
    یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 ساعت 10:01

    نشست تخصصی " تحولات ایران شناسی در فرانسه" با همکاری انجمن ایرانی تاریخ( شعبه گیلان) و سخنرانی دکتر عباس پناهی ،دکتر حسن کهنسال با همکاری خانم نادیا ره ، شنبه 30 اردیبهشت 1396 در پژوهشگاه گیلان شناسی دانشگاه گیلان برگزار گردید. برنامه با خیر مقدم نادیاره نماینده انجمن علمی ایران شناسی دانشگاه گیلان به مناسبت روز ایران شناسی آغاز شد. نخستین سخنران این نشست دکتر عباس پناهی بحث خود را با عنوان" تحولات ایران شناسی در فرانسه و تاثیر آن بر مطالعات ایرانی " آغاز کردند: چهار قطب ایران شناسی در دنیا مطرح است 1- انگلستان 2- فرانسه 3- روسیه 4- آلمان در این بین فرانسه نقش اساسی در مطالعات ایران شناسی داشته است. وی مطالعات ایران شناسی در فرانسه را به چهار دوره تقسیم نمود: دوره اول) عصر صفوی؛ ایران شناسی با تکیه بر سفرنامه پژوهی بود. امتیاز سفرنامه های این دوره توجه به مسائل فرهنگی ، آداب و رسوم است و مهمترین این سفرنامه ها می توان به شاردن و تاورونیه اشاره نمود . اندیشه های ایران شهری نخستین بار تو


    گزارش سلسله نشست های تخصصی ایران شناسی در پژ.هشگاه گیلان شناسی دانشگاه گیلان
    موضوع بحث: "تحولات ایران شناسی در فرانسه"
    نشست تخصصی " تحولات ایران شناسی در فرانسه" با همکاری انجمن ایرانی تاریخ( شعبه گیلان) و سخنرانی دکتر عباس پناهی ،دکتر حسن کهنسال با همکاری خانم نادیا ره ، شنبه 30 اردیبهشت 1396 در پژوهشگاه گیلان شناسی دانشگاه گیلان برگزار گردید.
    برنامه با خیر مقدم نادیاره نماینده انجمن علمی ایران شناسی دانشگاه گیلان به مناسبت روز ایران شناسی آغاز شد. نخستین سخنران این نشست دکتر عباس پناهی بحث خود را با عنوان" تحولات ایران شناسی در فرانسه و تاثیر آن بر مطالعات ایرانی " آغاز کردند: چهار قطب ایران شناسی در دنیا مطرح است 1- انگلستان 2- فرانسه 3- روسیه 4- آلمان در این بین فرانسه نقش اساسی در مطالعات ایران شناسی داشته است. وی مطالعات ایران شناسی در فرانسه را به چهار دوره تقسیم نمود:
    دوره اول) عصر صفوی؛ ایران شناسی با تکیه بر سفرنامه پژوهی بود. امتیاز سفرنامه های این دوره توجه به مسائل فرهنگی ، آداب و رسوم است و مهمترین این سفرنامه ها می توان به شاردن و تاورونیه اشاره نمود . اندیشه های ایران شهری نخستین بار توسط این تجربیات به غرب رسوخ کرد و نتایج آن آثارمونتسکیو و.. است.
    دوره دوم) از اواخر صفویه تا سقوط ناپلئون : سیاحان به عزم تصرف اِلمان های استعماری وارد ایران می شدند اهم این افراد می توان به ژنرال گاردان و تره زل اشاره نمود گزارشات آنها حول محورهای سیاسی و ارتباطات سیاسی شکل گرفته است و کتاب ایران جهانی اثر نوایی نیز برگرفته از این آثار است.
    دوره سوم) سده 19 م: مسائل سیاسی ایران تحت شعاع نفوذ منافع انگلستان و روسیه بود و فرانسه از آن سهمی نداشت . به همین سبب ایران شناسی معطوف به باستان شناسی می شود.
    دوره چهارم )سده 20 م:ایران شناسی تکیه بر آداب و رسوم و فرهنگ بود و به مسائل تاریخی و سیاسی کمتر توجه شده است.
    در ادامه این بحث دکتر حسن کهنسال دانش آموخته دکتری تاریخ باستان از دانشگاه بورگن فرانسه با موضوع "ایران شناسان فرانسوی و مطالعات ایران باستان " ایراد سخن فرمودند. وی ایران شناسی تاریخ باستان ایران در فرانسه را به سه دوره تقسیم نمود دوره اول شناسایی ایران ، دوره دوم کاوش و باستان شناسی و برآیند این دو دوره دوره سوم یعنی نمایه ای از ایران در موزه لوور را شکل داد. در صحبت های تفسیری دوره اول با ورود تاورونیه در قرن 17 م به ایران آغاز شد در زمان شاه صفی، شاه سلیمان و شاه عباس وی 6 بار به ایران سفر کرد و دو نقاش با نام های دلوند و گرلود همراه وی بودند . آنها تصاویر بسیاری از بناها و آثار ارزنده ایران را برای نخستین بار به تصویر کشیدند از جمله تصویر تخت جمشید و نقش رستم و .. بعد از آنها شاردن در دوره شاه عباس به ایران سفرکرد نقاشی های شاردن از بناهای تاریخی ایران جز نخستین نمایه هایی از تمدن ایران در غرب بود. سپس پاسکال کوست همراه با اوژن فلاندن (نقاش ) در دوره محمد شاه قاجار 1220 ه. ش وارد ایران شد وی نیز تصاویر ارزنده ای از تمدن تاریخی ایران ترسیم نموده است. در این مرحله که دوره شناسایی محسوب می شود جهانگردان ایران باستان را به غرب شناساندند.
    دوره دوم ، مرحله کاوش های باستانی بود. فرانسوی ها که در منازعه بر سر منافع ایران از انگلستان و روسیه عقب مانده بودند طی دریافت امتیازات کاوش های باستانی در دوره قاجار وارد ایران شدند . مادام ژان دیولافوا و همسرش مارسل آگوست دیولافوا پیشتاز در دریافت این امتیاز بودند . آنها طی قراردادی در سالهای 1885م – 1886 م به حفاری در شوش پرداختند . از مادام دیولافوا دو اثر ارزنده " سفرنامه مادام دیولافوا " و "خاطرات باستان شناسی شوش" برجای مانده است. این قرارداد امتیاز تا دوره مظفرالدین شاه ادامه داشت. ژاک دمورگان ادامه دهنده فعالیتهای دیولافوا در ایران بود سفرنامه وی توسط جهانگیر قائم مقامی ترجمه شده است وی در گیلان (منطقه تالش) نیز کاوش های ارزنده ای انجام داده است.آثار بسیاری از دمورگان به زبان فرانسه وجود دارد
    :" انسان پیش از تاریخ" ، " رساله سکه شناسی عهد باستان و میانه" ، " پیش از تاریخ شرق" ، " ایران از دیدگاه ژاک دمورگان"این آثار هنوز به فارسی ترجمه نشده است. جنگ جهانی وقفه ای در ایران شناسی فرانسویان حادث کرد و پس از جنگ رومن گریشمن پربارترین کارشناس فرانسوی به عنوان دستیار ژرژ کنتو وارد ایران شد و پس از چندی خود مستقلا به فعالیت ادامه داد مهمترین سایتهای مورد کاوش وی تپه سیلک و شهر باستانی بیشابور بود تالیفات ارزنده ای از او برجای مانده ، کاربردی ترین اثر وی در ایران " ایران از آغاز تا اسلام " است اما به نظر بنده " تاریخ هنر ایران" در دو جلد که جلد اول مربوط به دوره ماد و هخامنشی و جلد دوم مربوط به پارت ها و ساسانیان است بسیار ارشمند هستند زیرا باستان شناسان فرانسوی متخصص تاریخ هنر نیز هستند و پیشینه مطالعاتی خوبی دارند تا جایی که کتاب رومن گریشمن بسیار پربارتر از " تاریخ هنر" آندره گدار تالیف شده است . بعد از وی ژان پرو از سال 1347 تا انقلاب اسلامی در ایران به کاوش پرداخت وی آخرین سرپرست فرانسوی پیش از انقلاب در شوش است. کشف الواح سنگی یادبود بنای آپادانا و کشف مجسمه سنگی داریوش اول منسوب به اوست. پیر بریان که بنده در دانشگاه تولوز فرانسه ایشان را ملاقات کرده ام از بزرگترین ایران شناسان و متخصص تمدن هخامنشی است پژوهشهای او متمرکز بر دوره اسکندر و فرهنگ هلنی نیز هست. که متاسفانه در دپارتمان ایران شناسی مشغول به کار نیست همانند مارسل بازن که اونیز به عنوان یک ایران شناس در دپارتمان ایران شناسی فعالیت ندارد. غفلت در حوزه های ایران شناسی سبب شده تا این حوزه از سایر حوزه های رقیب همچون ترک شناسی و عرب شناسی عقب بماند و خلاء علمی بسیاری در ایران شناسی ایجاد شودکه بایستی با حمایتهای ویژه و تلاش بسیار پر شود.
    دوره سوم، لوور به عنوان نمایی عملی از تمدن ایران باستان و پیش از تاریخ است؛ که در واقع هر آنچه در دو دوره پیشین در ایران گردآوری شده را به بهترین نحو به دنیا معرفی و عرضه نموده است و توانسته است ایران شناسی را در سطح گردشگری بین المللی اشاعه دهد. در ادامه دکتر کهنسال به انتقاد از سیستم موزه داری ایران پرداخت وی معتقد است در حال حاضرموزه ملی ایران درخور تمدن باستانی ایران نیست این موزه می توانست درآموزش نسل های آینده نقش اساسی داشته باشد. همانطور که کتابخانه ملی ایران بسیار درخور شایسته است امید است در آینده موزه ملی ایران نیز تجلی عملی از تمدن ایران باشد.دکتر کهنسال در پایان صحبتهایش به سیستم آموزشی ایران شناسی در فرانسه به ویژه در دانشگاه استراسبورگ نیز اشارتی فرمودند



    خبر
    شماره مطلب: 4297
    دفعات دیده شده: 394 | آخرین مشاهده: 1 روز پیش