فراخوانی ...

انجمن ایرانی تاریخ
فارسیان در برابر مغولان دکتر عبدالرسول خیراندیش نسخه چاپی RSS
  • فارسیان در برابر مغولان
دکتر عبدالرسول خیراندیش فارسیان در برابر مغولان
    دکتر عبدالرسول خیراندیش

    یکشنبه 11 مهر 1395 ساعت 11:37

    کتاب حاضر فصلی از تاریخ فارس، با مرکزیت شیراز، در یکی از پیچیده­ترین ادوار تاریخی ایران، یعنی سده­های پنجم تا هشتم است. این اثر درواقع یک تحقیق تاریخی اصیل و مدرن در مورد بخشی از تاریخ و جغرافیای ایران است که به لحاظ طبقه­بندی موضوعی در چارچوب تاریخ محلی و از نظر روش تحقیق، در قالب مکتب تبیین تاریخی با تکیه بر عناصر اصیل بومی و برداشت­ها و یافته­های ایرانی قرار می­گیرد. به عبارت دیگر عناصر بومی ایرانی برمبنای یک مکتب مدرن تحقیقی سامان یافته است. دکتر عبدالرسول خیراندیش در این اثر یکی از برداشت­های اشتباه تاریخ ایران را مورد کاوش قرار داده و با واکاوی رویدادهای یکی از پیچیده­ترین ادوار تاریخ ایران روایت درست را برنمایانده است.

    بازآفرینی تاریخ فارس (ایالت / استان) در قرن­های چهارم تا هشتم هجری

    تاریخ شیراز و فارس در سده­های ششم تا هشتم

     

    کتاب حاضر فصلی از تاریخ فارس، با مرکزیت شیراز، در یکی از پیچیده­ترین ادوار تاریخی ایران، یعنی سده­های پنجم تا هشتم است.

    این اثر درواقع یک تحقیق تاریخی اصیل و مدرن در مورد بخشی از تاریخ و جغرافیای ایران است که به لحاظ طبقه­بندی موضوعی در چارچوب تاریخ محلی و از نظر روش تحقیق، در قالب مکتب تبیین تاریخی با تکیه بر عناصر اصیل بومی و برداشت­ها و یافته­های ایرانی قرار می­گیرد. به عبارت دیگر عناصر بومی ایرانی برمبنای یک مکتب مدرن تحقیقی سامان یافته است.

    دکتر عبدالرسول خیراندیش در این اثر یکی از برداشت­های اشتباه تاریخ ایران را مورد کاوش قرار داده و با واکاوی رویدادهای یکی از پیچیده­ترین ادوار تاریخ ایران روایت درست را برنمایانده است.

    تا پیش از این چنین پنداشته می­شد که دولتمردان و مردم فارس در برابر هجوم ویرانگر مغولان سرِ تسلیم فرو آوردند، اما نویسندۀ کتاب در این پژوهشِ عمیق و گسترده با روشن کردن پیچیدگی­های تحولات تاریخی سده­های ششم تا هشتم خلاف این قول و نادرستی این پندار را به اثبات رسانده و نشان داده است که در طول سالیان حملات مغولان، فارس اساساً توسط آنان به صورتی جدی تهدید نشد، بلکه فشار همسایگان فارس و کشمکش­های قدرت­های کوچک محلی بسیار بیشتر از حملات مغولان شرایط را بر ساکنان فارس دشوار می­ساخت.

    در این پژوهش همچنین نشان داده شده است که مغولان بیش از شمشیر، به نیروی قلم، یعنی از طریق تحولات دیوانی و حقوقی به اهداف خود برای بهره­برداری اقتصادی از فارس دست یافتند؛ در مقابل فارسیان نیز با شمشیر و قلم مقابله نمودند و سرانجام این رویارویی به عرصۀ سیاست و فرهنگ کشیده شد که پیروز آن فارسیان بودند.

    اندیشه­ای که نویسنده نظریۀ خود را بر پایۀ آن استوار ساخته است نه رویارویی دو گروه از آدمیان (فارسیان و مغولان)، بلکه ایستادگی اندیشۀ «ایران فریدونی» در برابر «مهاجمان تورانی» است که آن هنگام مغولان نمونۀ بارز آن بودند.

    «این نوشته کوشیده است فارس در عصر تهاجم و استیلای مغولان را عرصة مقابلة دو پدیده در سیر تاریخ ایرانیان از روزگار باستان تا بعد بداند، زیرا در شرایطی که در بیشترِ نقاط ایران زمین، انسان­ها و آثار تمدن و فرهنگ بر خاکستر ویرانی­ها فروخفته بودند، این فارس بود که شعلة فروزان تمدن ایرانی اسلامی را پاس می­داشت. درهمان­حال در اینجا بود که مانند دوران­های گذشته، مهاجمان دارای روح تورانی (ویرانگر) به دارندگانِ روح ایرانی (آبادگر) تبدیل می­شدند. بدین جهت است که در این نوشته تعداد اندک مغولانِ واردشده به فارسِ آن دوران که سرانجام مدافع این سرزمین در مقابل مغولان مهاجم و ویرانگر نکودری [1] شدند، در شمار فارسیان دانسته شده­اند. این درست به­مانند ترکمانان سلغری، شول­ها، دیلمیان، شبانکارگان و همة کسانی بودند که برای صیانت از فارس در برابر مغولان، آن هنگام که گروهی مهاجم به­شمار می­آمدند، قرارگرفته بودند. نیز همان گونه که دانشمندان و سخنوران از مظلومان در برابر ظالمان دفاع می­کردند، قضات فارس بر اجرای عدالت بر اساس قانون (شریعت) و دیوانسالاران به تمشیت امور به روش پیشینیان تأکید می­کردند. اموری که مغولان در ابتدا با آنها بیگانه بودند و تا مدت ها بعد نیز حاضر به پذیرش آنها نبودند؛ تا آن هنگام که اسلام را پذیرفتند و به قواعد تمدنی و فرهنگی ایرانی گردن نهادند[2]. این بدان معناست که عرصة جغرافیایی فارس بازگوکنندة همان هدفی بود که فرهیختگان و دیوانسالاران ایرانی از خواجه نصیرالدین طوسی و جوینی­ها تا رشیدالدین فضل الله همدانی و دیگران کوشیدند مهاجمان ویرانگر را متوجه، متعهد و ملتزم بدان سازند، یعنی ایمان اسلامی و تمدن ایرانی[3].

    هرچند سروکار یافتن فارس با مغولان یک دورة صد و پنجاه ساله را دربر می­گیرد، اما دورة تاریخی مورد بحث این نوشته سیصد سال در حدفاصل سال های 450 تا 750 ﻫ یعنی از پایان دیلمیان تا برآمدن مظفریان در تاریخ فارس بوده است. طی این دوران اوضاعی که در فارس از رهگذر وقایع سیاسی و نظامی پدید آمد، زمینه سازِ به عرصه­آمدنِ نیروهایی شد که می­بایست در عصر یکصد و پنجاه سالة مغولان وارد عمل شوند. تجزیه و تعارضات درونی فارس که در اصل میان شبانکارگان و سلغریان بود و نیز تهدیدهای بیرونی که از جانب ایالات و حکومت­های اطراف صورت می­گرفت، نشان می­داد که فارس آمادگی لازم از نظر سیاسی و اقتصادی برای مقابله با مغولان را ندارد. درنتیجه علیرغم تمایل به دورماندن از ماجرای مغولان، سرانجام در کنار خوارزمشاهیان علیه مغولان وارد عمل شد. اما دولت خوارزمشاهیان فرجامی کوتاه و توأم با شکست داشت. اکنون که فارس اطاعت از مغولان را می­پذیرفت، پیش از آنکه تهدید مغول در کار باشد، بیم از همسایگان در این امر تأثیر داشت. نیز مغولان به امید دست یابی به ثروت فارس، قبول اطاعت را به معنای فراموشی از همراهی سلغریان با خوارزمشاهیان قلمداد کردند. از این پس فارس، به­عنوان یکی از سرزمین­های تابعة مغولان می­بایست تأمین کنندة بخشی از درآمدهای مورد نیاز دولت ایلخانان مغول می­شد. فارس نه در یکی از مرزهای پرخطر دولت ایلخانان مانند ارّان و آذربایجان یا آناتولی و خراسان قرار داشت و نه نقش خاصی در ثبات دولت یا معادلات قدرت در درون دولت ایلخانان ایفا می­کرد، بلکه بنیان­های اقتصاد کشاورزی و تجارت آن، اعم از زمینی و دریایی، علیرغم تحمل خسارات فراوان تا آن اندازه از استحکام برخوردار بود که بتواند به­عنوان یک منبع درآمد مهمی برای دولت مغول به­شمار آید. بدین جهت هرچند فارس چندین بار دست به مقاومت نظامی علیه مغولان زد، اما هیچگاه نیروی نظامی قابل توجهی از جانب مغولان به آنجا اعزام نشد. نیروی اندکی نیز که در فارس و به طورکلی نیمة جنوبی ایران مستقر شد، خیلی زود هویت و موجودیت مغولی خود را از دست داد.

    درواقع فارس نه به­دلایل نظامی بلکه در قدم اول شرایط سیاسی و سپس از طریق سازوکارهای دیوانی و پس از گذشت پنجاه سال از قبول اطاعت مغولان به طور کامل به تملک آنان درآمد. ازاین رو فارس اگرچه با تحول جمعیتی و زبانی از رهگذر وقایع عصر مغول روبرو نشد، اما استثمار شدید مردمان و پیچیدگی رفتار عوامل دیوانی و ملکداران که گاه جانب مردم و گاه جانب مغولان و گاه در جهت منافع خود عمل می­کردند، درمجموع راه را برای تغییرات اجتماعی در این ایالت باز کرد که از نمودهای آن تحول جامعة شیراز از عصر سعدی تا عصر حافظ است. فضای عمومی این تغییر را از خلال اشعار و افکار این دو سخن سرای بزرگ می­توان دریافت. اما درمجموع چنان بود که مغولان به سان طوفانی سهمناک آمدند اما باقی نماندند، درحالی که زندگی و جامعه­ای توأم با تحول و تغییر، آنچنانکه با زمان انطباق یافته بود، برای فارسِ دوره­های بعد به جا گذاشته شد».

    تحولات فارسِ عهد مغول بسیار پیچیده و دارای عوامل بسیار متنوع و گسترده­ای است و با وجود کمبود منابع و محلی بودن رویدادها، نویسنده با غور در منابع مختلف تاریخی، ادبی، عرفانی و دینی کوشیده است شرایط حاکم بر شیراز، فارس، ایران و حتی جهان را چنان واضح و روشن و ساده بازآفرینی کند که خواننده به فضای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن عصر نزدیک شده و دریافت بسیار ملموس و روشنی از آن دوران به دست آورد.

    در فرازهایی از کتاب نویسنده با استخراج عناصر تاریخی از اشعار سعدی و حافظ کوشیده است به بینش و نگرش آنها نزدیک شود و از خلال اندیشه و نگرش آنها، فضای آن دوران را چنان بازسازی نماید که خواننده احساس کند در همان عصر سیر می­کند.

    اشاره به آثار و بناهای تاریخی که متعلق به دوران مورد بحث هستند و به تناسبِ اتفاقات و اشخاص دربارۀ آنها صحبت شده است برای جان دادن به روایت و ساختن تصویری ملموس از فضای آن عصر در ذهن خواننده از دیگر ویژگی­های کتاب است که نویسنده با همین هدف به زیبایی در روایت گنجانده است.

    نویسنده آگاهانه و عامدانه و با نهایت مهارتِ نگارش، متن کتاب را از پیچیدگی­های تحقیقات تاریخی کاملاً دور نگاه داشته و درعین رعایت اصول روش تحقیق تاریخی، چنان روایت ساده و روانی خلق کرده که خواننده احساس می­کند یک داستان جذاب و مهیج تاریخی را مطالعه می­کند، به نحوی که خواندن کتاب نه تنها ملال­آور نیست بلکه برعکس سیر حوادث خواننده را به دنبال خود می­کشاند.

    باوجودی که محور اصلی رویدادهای تاریخی کتاب مربوط به دودمان­های حکومتگر محلی سلغریان، اینجویان، قیصریان و مظفریان و همۀ اینها در ارتباط با حکومت ایلخانان است اما توالی و ترتیب زمانی رویدادها از چنان تسلسل و نظم زمانی برخوردار است که تودرتویی و تداخل حوادث نه تنها موجب پیچیدگی روایت و ملال خواننده نشده بلکه سیری یکدست و مستمر دارد و برای خوانندگان عمومی نیز به سهولت قابل دریافت است. این هنر نویسندگی از نقاط قوت و شاخص کتاب است که در کمتر کتابی می­توان سراغ گرفت.

    ساختار کتاب

    ازنظر شیوۀ تنظیم و ساختار نیز ویژگی­های خاصی در کتاب به کار رفته است که به قرار زیرند:

    فهرست دوگانۀ مطالب: برای کتاب دو فهرست مطالب تهیه شده است؛ نخست «فهرست مختصر مطالب» شامل عناوین فصل­های هشت­گانۀ اصلی؛ دوم «فهرست تفصیلی مطالب» شامل 172 عنوان تیتر میانی است که در حاشیۀ صفحات متن قرار گرفته­اند. این فهرست در واقع عناوین موضوعات ریز متن است که خواننده را در پیگیری مطالب یاری می­رساند.

    دیباچه و مقدمه: دیباچه دربارۀ انگیزۀ نویسنده از انجام این پژوهش و روش کار است و مقدمه به معرفی اندیشه و نظریه و محتوای کتاب اختصاص دارد.

    سال­شمار وقایع تاریخی: به منظور قرار دادن خواننده در متن رویدادها، به دور از پیچیدگی­های متون تاریخی و پرهیز از تکرار اعداد تاریخی در متن، فهرست گاهشماری رویدادهای دوران تاریخی مورد بحث کتاب در ابتدای کتاب ارایه شده است.

    اجزای سه گانه فصلها: مطالب کتاب در هر فصل از سه قسمت «درآمد»، «متن» و «برآیند» تشکیل شده است. «درآمد» مدخلی است بر رویدادهای هر فصل که خواننده را با زمینه و پیشینۀ مطلب آشنا می­سازد؛ «متن» که وقایع­نگاری ساده و روایی از رویدادها در چارچوب نظری کار است؛ «برآیند» که نتایج و پی­آمدهای رویدادهای مندرج در هر فصل ارایه شده است.

    تیترهای میانی: مباحث و موضوعات اصلی متن به صورت تیترهایی در حاشیۀ صفحات، در ابتدای پاراگراف مربوطه مشخص شده است. این عناوین حاشیه­ای خواننده را در یافتن سریع مطالب و پیگیری آن بسیار یاری می­رساند. فهرست تفصیلی مطالب که در ابتدای کتاب آمده، فهرست همین تیترها است.

    سخن پایانی: برآیند مباحث کتاب است و در آن نشان داده شده که چگونه فارس در عصر مغول به مهم­ترین ایالت «ایران زمین» تبدیل شد و از نظر حفظ، تداوم و توسعۀ فرهنگ و تمدن ایرانی جایگزین خراسان بزرگ شد که در اولین موج دهشتناک حملات مغولان ویران شده بود. همچنین به تغییراتی اشاره شده که مغولان «مهاجم» را به مغولان «مهاجر» تبدیل کرد و سرگذشتی که برای فارس رقم خورد و زیان­هایی که جدال­های درون­شهری و حکومت­ها محلی بسیار بیشتر از مغولان به فارس وارد آورد. نیز از فرایند مسلمان و ایرانی ساختن جمعیت­های تورانی سخن رفته است.

    پیوست­ها: به منظور آشنایی بیشتر خوانندگان با جریان رویدادهای تاریخی در این قسمت برخی از اشخاص و دودمان­ها و دولت­ها مرتبط با مباحث کتاب معرفی شده­اند که از این قرارند: چنگیز خان و جانشینانش؛ شمس و طغرا؛ خلافت عباسی؛ دولت مملوکان مصر؛ خوارزمشاهیان؛ کردوچین؛ سلغریان؛ شبانکارگان و ملوک هرموز.

    فهرست منابع فارسی و انگلیسی و نمایۀ درهم کرد اسامی و چکیدۀ انگلیسی بخش­های پایانی را تشکیل می­دهند.

    چاپ و کاغذ: در چاپ این کتاب از کاغذ ویژه­ای استفاده شده است که به دلیل استفاده از الیاف گیاهی به جای درخت در تولید آن سازگار با محیط زیست است، ضمن اینکه رنگ نخودی آن از آسیب به چشم می­کاهد و وزن کتاب را بسیار سبک­تر از کتاب­های با کاغذ معمولی ساخته است.

     

     



    [1] . «مغولان نکودری»، جمعی از مغولان یاغی بر دولت ایلخانان مغول بودند که با غارتگری روزگار می گذراندند. ازجمله چنانکه در فصل های آینده خواهید خواند دو نوبت نیز به فارس حمله ور شدند.

    [2] . مغولان که در سال 616ﻫ به ایران حمله ور شدند سرانجام در سال 694ﻫ و با فرمانروایی غازان خان مسلمان شدند.

    [3] . وزرای ایرانی در مرکزیت دولت ایلخان مغول نقش مهمی در ایرانی و مسلمان نمودن آنان داشته­اند. به همین نحو در مقیاسی کوچکتر، دیوانسالاران و عالمان بلادی مانند فارس در شکل گیری این فرآیند نقش داشته­اند.



    نشریات
    شماره مطلب: 3854
    دفعات دیده شده: 604 | آخرین مشاهده: 2 روز پیش