فراخوانی ...

انجمن ایرانی تاریخ
گزارش همایش «خوی در گذر تاریخ» نسخه چاپی RSS
  • گزارش  همایش «خوی در گذر تاریخ» گزارش همایش «خوی در گذر تاریخ»
    سه‌شنبه 25 شهریور 1393 ساعت 16:04

    نشست اول همایش «خوی در گذر تاریخ»با عنوان خوی؛ تاریخ و فرهنگ ساعت 10:30 صبح پنج شنبه 20 شهریورماه 1393 با سخنرانی دکتر امامی خویی، دکتر عباس قدیمی قیداری،دکتر داریوش رحمانیان و خانم آزاده حسنین و آقای علیرضا مقدم در سالن اجتماعات فرمانداری شهرستان خوی انجام شد.


    نشست اول همایش «خوی در گذر تاریخ»  با عنوان خوی؛ تاریخ و فرهنگ با حضور مدیر جلسه دکتر توفیق سبحانی و هیئت رئیسه دکتر حسین میرجعفری، دکتر حسین سیوانی اصل و دکتر سیمین فصیحی ساعت 10:30 آغاز شد. سخنران نخست این نشست دکتر امامی خویی از تمام دوستان و همشهریان خود به خاطر حضور در همایش قدردانی کرده و سخنرانی خود را با موضوع «قطور، آخرین نقطه منازعات پانصد ساله ایران و عثمانی» ارائه دادند. شکل گیری حکومت صفوی در ایران هم برای ایران و هم برای ترکها یک واقعه مهم تاریخی است. زیرا سرآغاز تازه ای در حیات سیاسی اجتماعی و مذهبی آنها دانست.

     

    دکتر امامی در ادامه به طور مفصل به فراز و فرود روابط بین عثمانی و ایران از دوره صفویه تا دوره جدید پرداختند. اختلافات مرزی بین ایران و عثمانی از بین رفت و در سال 1323 روابط عادی شد. اولین شورش ترک ها به رهبری شیخ سعید در ارتفاعات آرارات اتفاق افتاد و اوضاع مرزها بر هم خورد. ترکها این شورش ها را سرکوب کردند و روابط دو کشور باردیگر از سر گرفته شد و ایران از ترکیه درخواست کرد منطقه قطور را به ایران واگذار کند که ترکیه مایل به این کار نبود که تا سال 1948 هیچ تعاهدنامه ای امضا نشد و در همان سال در زمان سلطان مراد چهارم قرار به رفع اختلاف شد و در کنگره برلین حاکمیت ایران بر قطور پذیرفته شد.

     

    سخنران دوم نشست اول آقای دکتر عباس قدیمی بودند که سخنرانی خود را با عنوان «خوی و انقلاب مشروطه ایران» آغاز کردند. بعضی شهرها عین تاریخ هستند مانند: استانبول، پاریس و تبریز. یکی از این شهرها شهر خوی است که در انقلاب مشروطیت نقش بسزایی داشت و دومین کانون مشروطه خواهی در آذربایجان است و در میان رسائلی که از این دوره بر جامانده است و هم چنین در خاطرات نقش خوی به روشنی آمده است. در این مقاله به خصلت های مهم انقلاب مشروطه خوی اشاره می شود:

     

    1- زمینه های سیاسی و اجتماعی شهر اجازه می دهد که در زمره اولین شهرهایی باشد که یکی شعبات اجتماعی-عامیون در آن شکل بگیرد و انقلابیون قفقاز در خوی کمیته ای تشکیل می دهند.

    2- شکل گیری رادیکالیسم تندرو در خوی: انقلاب مشروطه وجوهی دارد که یکی از این وجوه رادیکالیسم است که در خوی این ویژگی وجود دارد.

    3-هم بستگی شدید انجمن خوی با انجمن تبریز: انجمن خوی هم چنین از طریق انجمن طهران با سایر کانون های مشروطه خواهی در کشور در ارتباط بود.

    4-انتخاب حاج میرزا یحیی امام جمعه به عنوان یکی از نمایندگان طراز اول اذربایجان در مجلس

    5- خصلت شهری و دهقانی انقلاب مشروطه خوی: هم خصلت شهری و هم خصلت دهقانی در مشروطه خواهی خوی مشهود است و میرزا جواد آقای ناطق نماینده تبریز در خوی دهقانان را نیز به انقلاب مشروطه کشاند.

     

    سخنران سوم آقای دکتر رحمانیان و خانم آزاده حسنین با عنوان «خوی در آلبوم علیخان والی» بود.

     

    ابتدار دکتر رحمانیان به ایراد توضیحاتی درباره علیخان والی و آلبوم او پرداختند. عکس در تاریخ بشر جایگاهی مانند خط و الفبا دارد. از سال 1839میلادی که دوربین عکاسی اختراع شد انقلابی در تاریخ بشر رقم خورد. به دوربین چشم مدرنیته می گویند و در واقع تاریخ بشر را در دو سده اخیر نمی توان بدون اسناد مصوب مطالعه کرد.

     

    تاریخ ایران عجایبی دارد که در برخورد با این پدیده تجلی تام و تمام دارد. تاریخ عکاسی ایران جزو سرآمدان است و صاحب سرآمدترین آرشیو عکاسی دنیا است و بخش مهمی مربوط به علاقه ناصرالدین شاه به عکاسی و تشویق به عکاسی است.

     

    در آذربایجان از سال 1296 قمری علیخان والی به والیگری آذربایجان گمارده شد که چون در کودکی همراه پدرش قاسم خان والی وزیرمختار ایرن در سن پترزبورگ بسر برده بود و در آنجا نیز تحصیل کرد و فن عکاسی را فرا گرفت و در بازگشت به ایران چون می دانستند ناصرالدین شاه علاقه مند به عکاسی است آلبوم های عکاسی خود را مدون کرد و برای ناصرالدین شاه فرستاد و اسم آن را کتاب عکس گذاشت. او بیش از 1400 عکس را گردآوری کرد و نزدیک به 120 صفحه شرح برای عکس ها.

     

    او در زمانی که در سال های 1300 تا 1303 قمری والی خوی بود عکس هایی نیز از این شهر گردآوری کرده است. در این آلبوم اطلاعات خوبی در مورد وضعیت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و معماری و ... به چشم می خورد.

     

    در ادامه خانم حسنین به ارائه عکس هایی از آلبوم علیخان والی برای حاضرین پرداختند که از صفحه 39 این آلبوم را شامل می شود.

     

    سخنران بعدی آقای علیرضا مقدم مقاله خود را با عنوان «مشایخ صوفیه آناطولی و تاثیر خوی در فعالیت های اجتماعی آنان» ارائه کردند. اعراب مسلمان بعد از اسلام سعی کردند آسیای صغیر را تصرف کنند اما در آن زمان مقدور نشد تا اینکه در سال 463 قمری در جنگ ملازگرد ترکان مسلمان و بعد هم در حمله مغول این امر محقق شد. در این میان خوی نقش بسزایی داشت زیرا مرکز فرماندهی سلطان الب ارسلان در جنگ ملازگرد خوی بوده است. در این بخش به طریقت های صوفیانه که ریشه در شهر خوی دارد می پردازیم.

     

    1-     طریقت اخی گری: که از بنیانگذاران آن اخی شرف الدین که جد هشتم آن در زمان سلطان قلیچ ارسلان از خوی به آنکارا مهاجرت کرد و حکومت اخی ها را تاسیس کردند.

     

    2-     طریقت مولویه: شیخ اوحدالدین خویی که از یاران مولانا بود بانی این طریقت بشمار می رود.

     

    3-     طریقت بکتاشیه: که بنیانگذاران آن در شکل گیری این طریقت و هم در شکل گیری حکومت عثمانی نقش داشتند. در طوماری که مربوط به پهلوان محمود پوریای ولی است به آمدن عشایر بکتاشی اشاره شده است.

     

    4-     طریقت خلوتیه: شیخ عمر خلوتی بانی آن بود که مدتی در خوی بسر برده و سیر و سلوک تصوف را در خوی به پایان برد.

     

    5-     طریقت بایرامیه: پسر حاج بایرام ولی در اواخر قرن 8 هجری به خوی آمد و مدتی در خوی بود و اجازه نامه خود را از خوی گرفت و بعد در زمان ایلدریم بایزید به عثمانی رفت.

     

    6-     طریقت حروفیه: خلیفه شیخ فضل الله حروفی از خوی به آسیای صغیر مهاجرت کرد و در میان بکتاشیان طریقت حروفیه را رواج داد.

     

    7-     طریقت صفویه: شاه اسماعیل صفوی که درویش بود در خوی اقامت یافت و پایتخت زمستانی خود را خوی قرار داد و کاخی در اطراف مزار شمس تبریزی بنا کرد.


    نشست سوم همایش «خوی در گذر تاریخ» با عنوان خوی؛ خاندان ها - مراجع تاریخی با حضور مدیر نشست استاد رحیم رئیس نیا و اعضای نشست خانم دکتر الهام ملک زاده، خانم دکتر صفورا برومند ، آقای دکتر عمادالدین فیاضی ساعت 12 روز پنج شنبه 20 شهریور برگزار شد. نخستین سخنران دکتر غلامعلی پاشازاده مقاله خود را با عنوان «جایگاه حسینقلی خان دنبلی در حکومت دنبلی های خوی» ارائه دادند. وی به توصیف حکومت دنبلی ها و سپس معرفی حسینقلی خان دنبلی و اقدامات پرداختند. حسینقلی خان فرزند احمدخان دنبلی و مادرش عالیه بیگم دختر مستوفی الممالک نادرشاه بود و در برهه ای حساس که آقامحمدخان قدرت پیدا می کند به جای منازعه با قدرت جدید بنا را به مسامحه و اطاعت میگذارد. وی از طرف آقامحمدخان به عنوان سردار آذربایجان لقب می گیرد. ساخت مدرسه خان و مسجد خان و مسجدی در سامرا از قدامات وی است.


    سخنران دوم دکتر سجاد حسینی در مقاله خود با عنوان «صفای دارالصفا به قلم مظفرالدین میرزا»گفتند که هر پژوهش تاریخی که در آذربایجان انجام می شود یک گوشه ای از آن به خوی می رسد. خوی شهر نخبه پروری است.


    سخنران بعدی آقای صادق حجتی هم مقاله ای در ارتباط با خاندان دنبلی با عنوان «طوایف مرزی و حکومت مرکزی ایران؛ مطالعه موردی، دنبلی ها» به نحوه حکومت دنبلی ها در این منطقه و ارتباط آنها با حکومت مرکزی اشاره کردند و اینکه حکومت مرکزی از منازعات درونی شاخه های خاندان دنبلی برای تسلط بر آن مناطق استفاده میکردند.


    آخرین سخنران خانم روح انگیز کراچی مصحح دیوان حیران دنبلی سخنرانی خود را راجع به این دیوان ارائه دادند و انگیزه تصحیح آن را اینگونه عنوان کردند که متوجه شدم در کشور آذربایجان مرتب گزیده هایی از دیوان حیران دنبلی به صورت های مختلف چاپ می شود و احتمال دادم که میخواهند این شاعر را هم از ما بگیرند. پس وظیفه خود دانستم این کار را تصحیح کنم. حیران دنبلی دختر کریم خان کنگرکوی دنبلی است. هم دوره با محمدشاه و ناصرالدین شاه قاجار است. وی بعد از جنگ های عباس میرزا با خانواده خود به جنوب ارس آمدند، این مهاجرت به مزاق وی خوش نیامده چون از یار و دیارش دور افتاده است. دیوان حیران دارای پنج هزار بیت شامل غزل، قصیده و مثنوی است. وی شاعر غزلسرا بوده است. شعرهای آیینی و دینی دارد. بن مایه کارش عشق و هجران است. دور افتادگی از یار و دیار در اشعارش معکوس است. محتوای بعضی از قصاید شخصی و شکوه از روزگار خودش بوده است.


    نشست چهارم همایش «خوی در گذر تاریخ» با عنوان مفاخر خوی با حضور مدیر نشست دکتر نصراله صالحی و اعضای نشست دکتر حمید دهقان، دکتر نیره دلیر و دکتر مهدویان ساعت 15 روز پنج شنبه 20 شهریور ماه 1393 برگزار شد. اولین سخنران نشست دکتر رئیس نیا مقاله خود را درباره باباگیچ لو که یکی از عارفان خوی است ارائه دادند. خوی ستاره های درخشانی دارد از جمله باباگیچ لو(بابامرالی) است که تمام منابع زادگاه او را خوی می دانند و همراه مریدان آهوسوار خود به دست سلطان اورخان غازی شرکت داشته اند. مریدان و پیروان جماعت گیچ لی بابا در منطقه وسیعی از آناطولی پراکنده بودند. درویشان غازی که وی نمونه ای از آنها بوده است نقش زیادی در تشکیل دولت عثمانی داشته اند.

    «ماه در جویبار» روش شناسی پیوند بین عقل و ایمان در تاریخ؛ نقد و بررسی سیره رسوال اله در اثر دکتر زریاب خویی عنوان سخنرانی دکتر مجید حاج بابایی سخنرتن دیگر نشست بود. وی به مقایسه دکتر زریاب خوی و دکتر امامی پرداختند و گفتند دکتر زریاب خویی یک عالم وارسته و دانشمند است. وی هر چیزی نمی نوشت. دکتر امامی هم در هر دو بعد علمی و اخلاقی به مانند دکتر زریاب هستند. ایشان یک تعادل وجودی و شخصیتی دارند. دکتر زریاب از معدود مورخانی است که روش شناسی خود را خوب معلوم کرده است که در ده صفحه اول سیره رسول اله به خوبی مشخص است. او احساس می کند که می خواهد نیاز مخاطبان عصر خود را جواب بدهد. وی در مقدمه کتابش می گوید برای جوابگویی به دغدغه جامعه خودم این کتاب را نوشتم. او می خواهد پیوندی بین امر قدسی که ثابت است و تاریخ که متغیر است برقرار کند. نقدی را هم وارد می کند و واژه تاریخ بنیادی یا تاریخ نگری را مطرح می کند. وی نقد می کند که وقتی غربی ها وارد تارخ نگری شدند همه چیز را دنیوی کردند.


    ژسخنرانی دکتر برومند اعلم درباره تکوین و تحول عقیدتی بکتاشیان علوی در آناتولی باتکیه بر آثار دکتر امامی خویی بود.


    گستردگی جغرافیای فرهنگی متمدن جهان اسلام باعث ظهور جریانهایی بود که صاحبان آن به تلفیق شاخص های عقیدتی و فکری مکاتب موجود منطقه و مبانی اصیل اسلامی پرداختند و فرقه های التقاطی را به وجود آوردند که در ظاهر گرچه اسلامی بود اما در محتوا عمدتاً با اصول اساسی اسلام در تضاد قرار داشت. سرزمین آناتولی به دلیل موقعیت بسیار مهم جغرافیایی خود خاستگاه جریان علوی و بکتاشی است. در قرن هفتم هجری با فرار مردم از مقابل تهاجم مغولان، پیروان طریقت ها، آناتولی را محیطی آرام برای خود یافتند وتبلیغات تصوف در آناتولی اوج گرفت. طریقت هایی نظیر قادری، اسحاقی، قلندری، حیدری، رفاعی، مولویه و بسیاری دیگر شروع به شکل گیری و گسترش نمودند و در مقابل رشد تسنن در شهرها، در روستاها و در بین ایلات و عشایر هوادار یافتند.  ممنوع بودن بسیاری از مراسم و سنن ترکمنها به وسیله شریعت اسلامی از دیدگاه آنان پذیرفتنی نبود. از این رو گروهی از صوفیان که به آداب و رسوم ترکمن ها آشنایی داشتند، تصوفی ساده و قابل هضم را در میان آنان تبلیغ نمودند. این تبلیغات آنان بیش از تسنن با عقاید تشیع غالی سازگاری داشت. از این رو شکل گیری طریقت های علوی نظیر بابایی، بکتاشی، قزلباش، تخته چیان و چپنی ها در آناتولی با تکیه بر پایگاه همین قبایل و ایلات ترکمن بود. به گفته دکتر امامی خویی طریقت بکتاشی از زمان اورخان غازی تشکل خود را آغاز نمود.


    سخنران بعدی آقای بهرنگ ذوالفقاری مقاله ای تحت عنوان «ژاله آموزگار از تاریخ نو تا به عهد کهن» ارائه دادند. وی گفتند اول به دلیل ادای دین به استادم دوم به دلیل جایگاه ایشان و سوم تاسی از استاد ارجمند خودکه ایشان در بیشتر از ده منطقه یاد استادان و همکارانشان را گرامی داشته اند. دکتر آموزگار یک ماه بعد از دکتر امامی خویی متولد شدند. امامی خویی از ایران دوره سلجوقی می گوید دکتر آموزگار از ایران دوره باستان. تالیفات ایشان بیش از دوازده اثر است. مقالات زیادی نوشته اند. وی از دانش آموختگان نسل اول نظام دانشگاهی ایران است.



    گزارش و مصاحبه
    شماره مطلب: 2569
    دفعات دیده شده: 2789 | آخرین مشاهده: 40 دقیقه پیش